سفر به اتریش آسان تر از آب خوردن!


رپورتاژ:

اتریش سرزمینی رویایی و سرسبز در قاره ی اروپاست. نام این کشور Österreich می باشد که به معنی پادشاهی شرقی است.  این کشور با طبیعت خیره کننده و جاذبه های دیدنی می تواند مقصد مناسبی برای یک سفر به یادمانی باشد.

حال بیایید چهار شب به این سرزمین زیبا سفر کنیم. سفر را از گشت و گذار در کوچه پس کوچه های وین، پایتخت اتریش آغاز کنیم. این شهر نهمین شهر بزرگ اتحادیه اروپاست و هرسال پذیرای حدود ۷ میلیون گردشگر می باشد و علاوه بر زیبایی های بی شمارش می تواند قلب موسیقی جهان نیز شناخته شود. ارکسترهایی همچون ارکستر فلارمونیک وین، سال هاست که شب های این شهر را با نوای ساز خود دلنوازتر کرده اند.

بدون شک زیبایی های تاریخی هر کشوری، گنجینه ای گرانبها از تاریخ و تمدن آن سرزمین هستند. به همین خاطر در آغازین روز سفر بازدیدی خواهیم داشت از کاخ هافبورگ، کاخی که قرن ها مقر امپراتوری هابسبورگ و حاکمان رسمی اتریش بوده و این روزها، کاخ ریاست جمهوری این کشور شده است. زیبایی خیره کننده ی این بنا نشان دهنده ی هنر معماران دوره ی گوتیک، رنسانس، باروک و جنبش روکوکو می باشد که نه تنها برای معماران بلکه برای تمامی مسافران کشور اتریش، جذابیت خاص خود را دارد.

ساختمان عظیم شهرداری وین، سالهاست که به عنوان یکی از جاذبه های دیدنی این شهر محسوب می شود. این ساختمان در کنار کاربری اداری، چندین جاذبه گردشگری دیگر را نیز در دل خود جای داده است و زیبایی اش چشم هر گردشگری را می نوازد.

پس از گشت و گذار در وین حال نوبت به لحظه ای استراحت رسیده، بدون شک هر انسانی دوست دارد، لحظاتی از زندگی اش را در محلی بگذراند که رنگ و بوی شخصیت های ماندگار تاریخ را به خود گرفته است. اتریش پر است از این محل ها که از جمله آن ها می توان به کافی شاپ لادتمن اشاره کرد. کافه ای مملو از خاطرات انسان های بزرگی همچون زیگموند فروید، گوستاومالر، پیتر التنبرگ و….

و این روز خاطره ای خواهد شد که تا ابد در ذهنتان به یادگار می ماند.

روز بعد، سفر را در بافت قدیم شهر وین ادامه می دهیم. بافتی که پر از حس و حال خوش روزگاران قدیم است. پس از آن بازدیدی خواهیم داشت از کاخ شون برون که در زبان آلمانی به معنی چشمه ی زیبا است، پیش تر ها اقامتگاه تابستانی پادشاهان اتریش بوده و قصری پر از گل ها و گیاهان تماشایی ست. این کاخ که قدمتی چندین ساله دارد، نمادی از علایق و آرزوهای سلاطین اروپایی به حساب می آید. این روز را نیز به خاطرات گذشته پیوند می دهیم و شبی آرام را در هتلی چهار ستاره می گذرانیم.

روز بعد، سفر را با کشتی کروز ادامه خواهیم داد. کشتی ای که به عنوان شهر مدرن شناوری بر روی آب ها شناخته می شود. این کشتی تمام امکانات لازم برای گذراندن یک روز فوق العاده را در خود جای داده است.

پس از آن نوبت به رودخانه ی دانوب می رسد. رودی که از دل جنگل سیاه جاری شده و از سرزمین های زیبایی می گذرد. پس از آن به سراغ شهربازی این شهر زیبا و چرخ و فلک تاریخی اش خواهیم رفت. چرخ و فلکی که امروزه به عنوان قدیمی ترین چرخ و فلک اروپا شناخته می شود.

زیبایی های طبیعی و هنری این شهر در کنار آثار تاریخی و معماری بی همتای وین می توانند مسافران و گردشگران این منطقه را چنان مجذوب و محسور خود کنند که خاطرات سفر به اتریش تا همیشه در گوشه ای از ذهن شان به یادگار بماند.

چنین سفری قطعا هزینه ی زیادی در پی خواهد داشت. اما ایران آنکارا با ارائه ی تور تضمینی اتریش (۴ شب- ۵ روز) تنها با ۹۹۰ یورو تمام این لحظات زیبا را برای شما به ارمغان خواهد آورد. ۳ گشت کامل شهری و ۴ شب اقامت در هتل چهارستاره در دل وین،  پذیرایی صبحانه، استفاده رایگان از سرویس حمل و نقل شهری در طول مدت سفر، امکان ادامه ی مسیر در اروپا تا ۲ کشور و هر یک حداکثر به مدت ۴ روز، ویزای شنگن و بسته ی خوش آمدگویی امکاناتی هستند که پس از انتخاب این پکیج در اختیار شما قرار می گیرند.


مشاهده کلیپ

روزهای پر رونق شرکتها و اشتباه مدیران در عدم توجه به مناقصات در این زمان


رپورتاژ:

یکی از واضح ترین نمودها پس از حذف تقریبی تحریم ها و رویکرد جدید بخش دولتی در جهت فعال سازی ساختار اقتصادی، در قالب افزایش نسبی تعداد معاملات رسمی کشور قابل مشاهده است.

تغییرات کمی و کیفی در مناقصات کشور

بر اساس اطلاعات و آمار موجود در وب سایت شرکت اطلاع رسانی هزاره، متوسط تعداد مناقصه های رسمی منتشر شده در دوران تحریم حداکثر در حدود یکصدهزار عنوان در سال بوده که در دوران پس از برجام و با متوسط سالیانه ۱۱۵هزار عنوان،  با رشدی در حدود ۱۵% مواجه شده است. از منظر کیفی نیز، تسهیلات ایجاد شده در واردات و تامین ارز موردنیاز و همچنین آغاز مجدد فعالیت شرکت های بیمه و بانک های بین المللی در کشور، ارقام ریالی (و ارزی) معاملات را افزایش داده است. انتظار می رود افزایش حجم معاملات دولتی که عموماً در قالب مناقصه ها اعلام می گردند، فرصتی را جهت فعالان بخش خصوصی رقم زده باشد تا به نوعی رکود دوران تحریم و خساراتی را که جهت حفظ شرایط متحمل شده بودند،

به گزارش ویرلن؛ جبران نمایند. ضمن اینکه دورنمای اقتصادی ایران نیز تا حدودی روشن است و نماد آن نیز انعقاد قراردادهای جدید در حوزه های مختلف اقتصادی، صنعتی و فناوری با شرکت ها و موسسات چندملیتی ست.

فاصله گیری خودخواسته ی مدیران و فعالان اقتصادی از مقوله ی مناقصات

مقوله ی شرکت در مناقصات، با ابهامات و در برخی موارد شکایاتی روبرو بوده است. با توجه به تصویب قانون مناقصات در سال ۸۳ و همچنین انطباق تدریجی دستگاه های اجرایی (مناقصه گزاران) در زمینه ی شفاف سازی فرآیند برگزاری، قاعدتاً عمده ترین مشکلی که جهت بخش خصوصی مطرحیت دارد مقولات مرتبط با توانمندی مالی کارفرمایان است. تاثیرپذیری دستگاه های اجرایی از تحریم ها و پیآمدهای آن، نیازمند توجیه و تفسیر نیست ولی در این مقطع و با توجه به افزایش جریان نقدینگی کشور و حمایت های سیستم بانکی، بنظر می رسد دغدغه ی چندانی در زمینه ی تامین مالی پروژه ها و سفارشات خرید و تامین وجود ندارد. با اینحال، برخی از شرکت های بخش خصوصی اقبال چندانی به مناقصه های کشور نشان نمی دهند. البته، بنظر می رسد تعدادی از  بنگاه های فعال اقتصادی و در دوران رکود، تغییرات راهبردی ویژه ای را تجربه کرده اند که مسیر فعالیت آنها را تغییر داده است. با اینحال، نگاه حرفه ای به مناقصات و شرکت در آنها صرفاً محدود به ایران و این برهه نبوده و در سایر کشورها بعنوان یکی از اصلی ترین شاخه های فعالیت و درآمدزایی جهت بخش خصوصی، مطرحیت دارد.

تاکیدات نانوشته ی دولت جهت رونق بازار معاملات و مناقصه ها

در این عرصه، اخباری از گوشه و کنار شنیده می شود که ساختار دولت نیز تمایل به رونق بخشیدن مجدد به بازار مناقصات را از طریق افزایش سامانه های نظارتی، مدنظر دارد. آنچه در بین سطور اخبار دیده می شود، عمدتاً تکیه بر شفاف سازی و تسهیل فرآیند طراحی تا برگزاری مناقصه هاست و از سویی دیگر، افزایش تمایل و حضور شرکت های بیمه ی بین المللی و یا بانک های خارجی که بعنوان پشتیبان و یا سرمایه گذار به بازار ایران ورود می کنند، چشم اندازی را در دست ترسیم دارد تا بخش خصوصی با تکیه بر توانمندی ها وتجربیات خود، بتواند سهم مناسبی را از بازار معاملات کشور از آن خود نماید. تجمیع عوامل ذکر شده، می تواند تضمینی باشد بر سودآوری بخش خصوصی و از طریق شرکت در مناقصات در سال های پیش رو. لذا بازنگری و مطالعات دقیقتر توسط فعالان و بنگاه های اقتصادی بخش خصوصی در زمینه ی افزایش تمایل و ایجاد (یا بروزآوری) زیرساختهای شرکت در مناقصات، خالی از فایده نخواهد بود. بخصوص که امکان انعقاد قرارداد با شرکت های خارجی از طریق مراجع و مبادی مربوطه نیز با گذار از تحریم ها فراهم شده است که ضمن برخورداری از حمایت دستگاه های دولتی، کاستی های تکنیکی و یا سرمایه ای بخش خصوصی کشور را تقلیل خواهد داد.

بروزرسانی پایگاه مناقصات دولت

با توجه به افزایش نسبی اطلاعات ثبت شده در سامانه های مناقصات تحت پوشش (یا نظارت) دولت، رویکرد دستگاه های مناقصه گذار کشور نیز با دولت همسویی دارد. در واقع، بنظر می رسد دستگاه های اجرایی تاکید بیشتری بر هزینه کرد اصولی بودجه های عمرانی و زیربنایی تامین شده دارند و سیستم نظارتی فعلی نیز تمایلی به چشم پوشی در قبال تاخیرات ناشی از سوءمدیریت و یا بوروکراسی های معمول ندارد.

تاثیرپذیری وب سایت مناقصات از تغییرات بازار

در دوران تحریم، تعدادی از شرکت های خصوصی که در زمینه ی اطلاع رسانی از طریق وب سایت مناقصات و یا روش های سنتی معمول اقدام می نمودند، با بحران مواجه و مجبور به کناره گیری از این حوزه گردیدند. نهایتاً، تعدادی از شرکت های این حوزه که دارای قدمت، تخصص و توانمندی بیشتری بودند موفق به حفظ موجودیت و شرایط خود گردیدند و بنظر می رسد در این مقطع، در حال تقویت بنیه ی تخصصی و ارتقاء چشم انداز هستند. همسویی با نیازهای مشتریان به همراه لزوم استفاده از بسترهای جدید تکنولوژی اطلاعات، هزینه های نسبتاً سنگینی را طلب می کرد که متاسفانه برخی از فعالان این حوزه از عهده ی آنها برنیامدند. ولی شرکت هایی که در حال حاضر مدیریت وب سایت مناقصات و پایگاه های اطلاع رسانی این حوزه را بر عهده دارند، با توان بیشتری در حال فعالیت هستند. طبیعتاً، مشتریان سرویس های مورداشاره نیز کماکان به دنبال دریافت بهترین خدمات هستند که با حذف شرکت های کوچک و نسبتاً جدید، مجدداً به شرکت های اصلی و راهبر این حوزه رجوع نموده اند. در اینحالت، دریافت خدمات حرفه ای و متناسب با نیاز بخش خصوصی از طریق این شرکت ها، با سهولت و دقت لازم صورت خواهد پذیرفت بخصوص که این خدمات صرفاً محدود به دریافت فراخوان ها و آگهی ها نیستند…

مزایده ها کماکان خواهان خود را دارند…

در این بازار، همانطوریکه انتظار می رود، مقوله ی مزایده ها تاثیرپذیری زیادی از جریانات و رخدادهای دهه ی اخیر نداشته است. در واقع، مشتریان مزایدات دولتی و یا غیردولتی تقریباً ثابت هستند و حتی می توان استنباط نمود در دوران رکود، تقاضا برای شرکت در مزایدات افزایش قابل توجهی هم داشته است. با اینحال، گذار از رکود به معنی نوسازی برخی ساختارها و سامانه های مستهلک نیز هست و انتظار می رود افزایش نسبی حوزه ی مناقصات، به زمینه ی مزایده ها نیز تسری یابد.


مشاهده کلیپ

عمل زیبایی بینی


رپورتاژ:

عمل بینی که یکی از بیشترین عمل های  رایج  و مورد استقبال زیبایی در ایران وجهان  به شمار می اید و هر روزه نیز به تعداد مراجعه کنندگان این عمل نیز افزوده می شود، میتواند تاثیرات شگرفی را در زیبایی چهره فرد بگذارد وبه طور کامل طول و عرض و شکل بینی را به طور  کامل تغییر داده وصورتی کاملا متفاوت و جدید را برای شما بسازد  و شما را از تمام بر امدگی ها و نا هنجاری های  که باعث نارضایتی تان هستنداز بین ببرد. همچنین جراحی بینی ه میتواند برایاز بین بردن  مشکلات تنفسی مادرزادی یا ناشی از ضربات فیزیکی هم انجام شود. با این وجود که عمل زیبایی  بینی عملی بسیار  پیچیده و سخت میباشد و معمولاً نتایج آن باعث رضایت بیشتر مراجعه کنندگان عزیز میباشد.

سوالی که مهمولا برای همه مراجعه کنندگان پیش میاید این است که:ایا بینی من برای عمل رینوپلاستی مناسب است :؟

در اینجا باید  گفت  که زنان و مردان در همه رده سنی  که از وضعیت ظاهری بینی خود ناراضی هستند میتوانند گزینه مناسبی برای انجام عمل زیبایی بینی باشند و از این عمل بهره ،اما بر روی کودکان و نوجوانان ویا افراد  زیر ۱۵ سال انجام نمیشود زیرا رشد بینی آن ها هنوز متوقف نشده است. کاندید مناسب برای عمل بینی فردی است که از ظاهر بینی خود ناراضی بوده و در عین حال انتظاراتی واقع گرایانه و منطقی از نتایج عمل دارد.در این نوع عمل میتواند  به دست جراح بینی متخصص وبا تجربه نتایج بسیار خوب ورضایت بخشی را برای بیمار به دنبال داشته باشد.

اگر همیشه  از ظاهر بینی خود ناراضی بوده اید یا شکل و سایز آن در طول زمان تغییر کرده و یا بینی شما در اثر ضربات تغییر شکل داده است بنابراین شما گزینه ای مناسب برای عمل  جراحی بینی هستید.

عواملی که میتواند در نتیجه عمل زیبایی بینی (رینوپلاستی)موثر باشند:

اصلی ترین فاکتور برای رسیدن به نتیجه مورد نظر  یک جراحی زیبایی بینی (رینوپلاستی ) تبحر و تجربه ی پزشک جراح است. کیفیت در پوست بینی یکی دیگر  از فاکتور های اصلی تعیین کننده نتیجهاصلی  عمل بینی است. رعایت  کردن نکات بعد از جراحی بینی هم در رسیدن به نتیجه دلخواه بی تاثیر نیست.

چنانچه شما هر کدام از شکایات زیر را دارید عمل بینی میتواند برای شما مناسب باشد :

۱- نوک بینی بزرگ ،  افتاده و برآمده بینی شکسته یا آسیب دید، ۲-مشکلات تنفسی ناشی از ساختار بینی،۳- قوز و برآمدگی در بینی ،۴- بینی بسیار پهن،۵- بینی شکسته یا آسیب دید ،۶- سوراخ بینی بزرگ یا باریک و کوچک۷-،بینی نامتقارن یا کج ، ،  ۸-  بینی بسیار بزرگ یا بسیار کوچک در مقایسه با دیگر اجزاء صورت

در این عمل که یک نوع عمل بسیار تکنیکی و ظریف  به حساب  می اید.که همراه با هنر در هم اویخته است تا نتیجه حاصل مطلوب و مورد رضایت شخص قرار گیرد .عمل بینی همراه با تجربه و هنر جراح بینی میتواند نتایج بسیار عالی را برای افراد به ارمغان اورد. به همین دلیل برای انتخاب جراح بینی متخصص باید این دو فاکتور را نیز برای انتخاب بهترین جراح بینی تهران را نیز برای عمل  در نظر داشت.که میتواند در حصول نتیجه نهایی بسیار تاثیر گذار باشد.

معمولا در یک صورت در برخورد اول  بیشتر نگاهها به چشم افراد  ختم می شود و بعد از عمل رینو پلاستی اگر انقدر عمل مشخص باشد که نگاهها به بینی عمل شده باشد میتوان گفت که عمل موفقی نبوده و چهره را زیباتر نکرده است.در واقع عملی موفقیت امیز است که چهره و بینی طبیعی و نرمالی طبق معرفه های زیبایی  به فرد ببخشد. بر اساس این  شناخت ساده نسبت به معیارهای اصلی در  موفقیت جراحی رینوپلاستی میتوان  متوجه شد که بسیاری از بینی هایی که خود را بعنوان یک بینی عمل شده و غیرطبیعی جلوه می دهند، نه تنها بر زیبایی افراد نمی افزاید  بلکه با نمایان کردن آثار عمل زیبایی بینی در چهره ، اصل  زیبایی را در فرد دچار مشکل و مخدوش میکند .

 

 


مشاهده کلیپ

خبر جنجالی کور شدن نوزاد سه ماهه بر اثر نور فلش دوربین: یک مورد نادر یا شایعه کاذب شبکه‌های اجتماعی؛ چه میزان چنین خطری محتمل است؟


امروز در برخی کانال‌های تلگرام و سایت‌های اینترنتی خبری درباره کور شدن یک نوزاد بر اثر نور فلش دوربین منتشر شد که به سرعت هم دست به دست چرخید!

در این خبر کوتاه آمده، «یکی از اقوام و بستگان این نوزاد چند روزه از فاصله نزدیک و ۱۰ اینچی اقدام به عکس گرفتن از صورت و چهره این نوزاد می‌کند و چون فلش را خاموش نکرده است؛ نور فلش دوربین باعث نابینایی این نوزاد می‌شود.»

در این خبر منتشر شده آمده «والدین نوزاد پس از اینکه متوجه می‌شوند در حالت چشم نوزاد تغییراتی به وجود آمده است؛ سریعا به پزشک مراجعه می‌کنند که پس از بررسی اعلام می‌شود شبکیه چشم نوزاد آسیب دیده و دیگر قابل درمان نیست.»

این خبر به سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر و حتا باعث نگرانی و تلاطم برخی والدین شده است. اولین پیغامی که خواندن این خبر به ذهن مخابره می‌کند؛ خطرناک بودن نور فلش دوربین و موبایل برای نوزادان و خطر نابینایی آن‌ها است.

چند ماه پیش؛ چنین خبری هم در کشور چین منتشر و انعکاس زیادی یافت که در نهایت مشخص شد صحت نداشته است (خبر امروز ایران هم یک کپی کامل از خبر چینی است). درباره خبر نابینا شدن نوزاد ایرانی چند روزه بر اثر نور فلش دوربین نیز هنوز هیچ منبع یا سایت معتبر و رسمی آن را منتشر نکرده و حتا نامی از شهر و استان محل وقوع آن یا نام بیمارستان و توضیحات پزشک معالج در دست نیست. فقط یک عکس همراه با خبر منتشر شده است که چیز خاصی هم نشان نمی‌دهد.

به همین خاطر؛ اولا باید در اصل خبر یا نحوه وقوع این حادثه شک و تردید داشته باشیم و همانند صدها خبر دیگر منتشر شده در فضای مجازی؛ به سرعت آن را باور و به ده‌ها مورد دیگر بسط و ربط ندهیم.

دوما؛ سوال جدی که اینجا مطرح می‌شود این است: «آیا اصلا از نظر علمی نور فلش دوربین می‌تواند برای چشم نوزاد و کودکان چند روزه تا چند ماهه خطرناک باشد به حدی که باعث آسیب جدی اجزای چشم و نابینایی آن‌ها شود؟»

شاید بیشتر از توجه و تمرکز روی اصل خبر؛ باید دنبال جواب این سوال باشیم.

متخصصان چشم می‌گویند نور شدیدی مانند نور خورشید اگر به طور مستقیم به چشم افراد یا نوزادان تابیده شود؛ باعث سوختگی چشم یا «Solar Burn» می‌شود. نور شدید خورشید باعث سوخته شدن ماکولا(لکه زرد) چشم می‌شود که می‌تواند در نهایت به نابینایی چشم منجر شود.

اما متخصصان چشم تاکید دارند که باید منبع نوری بسیار قوی و در حد تابش نور خورشید یا مانند آن باشد. نور فلش دوربین‌ها؛ حتا با تصور استفاده از قوی‌ترین دوربین‌ها و سیستم‌های فلش؛ بسیار کمتر و ضعیف‌تر از نور خورشید است. همین‌طور؛ طیف نوری فلش با نور خورشیدن بسیار متفاوت است.

به علاوه، چشم نوزادان تا چند ماهگی هنوز به تکامل نرسیده و قابلیت‌ها و مهارت‌های یک چشم انسان عادی را ندارد. نوزادان در چند روز یا ماه‌های اولیه زندگی نمی‌توانند مانند انسان به طور مستقیم به یک منبع نوری مثلا دوربین یا فلش خیره شوند یا فوکوس کنند تا بر اثر آن؛ نور فلش به طور مستقیم به چشم شان تابیده شود.

چشم نوزادان در روزهای اول زندگی غالبا بسته یا نیمه بسته است و بسیار بعید به نظر می‌رسد که نور فلش دوربین به طور مستقیم و آن هم با شدت بسیار زیاد حتا در نزدیک‌ترین فاصله به چشم نوزاد خورده باشد و باعث نابینایی او شود.

البته؛ متخصصان چشم‌پزشکی توصیه می‌کنند برای احتیاط بیشتر؛ والدین و اطرافیان نوزادان رعایت کنند و از عکاسی نزدیک با فلش یا هرگونه منبع‌های نوری شدید در ماه‌ها پس از تولد نوزاد بپرهیزند.

بهتر است در ماه‌های اول؛ با نور عادی از کودک عکاسی شود تا چشم به مرور بتواند توانایی و رشد طبیعی و مراحل تکاملی خود را انجام بدهد.

جالب است بدانید دانشمندان با استفاده از تاباندن نور فلش دوربین به درون چشم و شبکیه کودکان؛ می‌توانند تومورهای خطرناک شبکیه به نام رتینوبلاستوما را کشف و برای درمان آن اقدام کنند. یک اپلیکیشن برای آیفون نوشته شده است که با تاباندن نور به چشم کودک؛ می‌تواند بازتاب نور سفید چشم کودک را شناسایی و به پزشکان یا والدین اطلاع دهد. متن کامل این یافته دانشمندان و معرفی این اپلیکیشن را می‌توانید در اینجا بخوانید.

در آخر؛ با حدس جعلی بودن خبر نابینا شدن یک نوزاد ایرانی بر اثر تابش نور فلش دوربین به چشمان وی و بعید بودن رخدادن این پدیده از نظر علمی؛ باز هم باید به خودمان و دیگران و کاربران شبکه‌های اجتماعی یادآوری کنیم که به سرعت هر خبری را باور و منتشر نکنند. یک خبر ساده اما دروغین می‌تواند اضطراب و نگرانی در پدر و مادرها ایجاد کند و فضای آرام یک خانه را به‌هم بریزد.

پس از خواندن هر خبری؛ ابتدا کمی درباره منطقی بودن آن و منابع معتبر یا صحت علمی‌اش بررسی و پرسش‌گری کنیم و تا مطمئن نشدیم برای دیگران فوروارد نکنیم. فقط این‌گونه می‌توانیم جلوی جاعلان اخبار در فضای مجازی را گرفته و فقط مطالب و خبرهای معتبر و علمی را اطلاع‌رسانی کنیم.


مشاهده کلیپ

روزآهنگ؛ بزرگترین فروشگاه اینترنتی کتاب ایران


رپورتاژ:

حتما برای خرید کتاب به راسته‌ی انقلاب آمده و تفاوت کتابفروشی‌ها با یکدیگر را دیده‌اید. برخی کتابفروشی‌ها فضای مناسبی ندارند و نحوه چیدن کتاب‌ها، میزان نور و فاصله قفسه‌ها با شما، امکان مشاهده مناسب کتاب‌ها را به شما نمی‌دهد؛ برخی کتابفروشی‌ها کتابفروشانِ خوش‌اخلاق و باسوادی ندارند که شما را راهنمای کنند؛ برخی دسته‌بندی مناسبی را برای کتاب‌ها انتخاب نکرده‌اند تا شما بتوانید به‌راحتی کتاب‌های حوزه مورد نظرتان را در یک‌جا ببیند؛ برخی ویترین جذاب و تحریک‌کننده‌ای ندارند؛ و شاید از همه مهم‌تر برخی اصطلاحا جنسشان جور نیست و همه کتاب‌های مورد نظر شما در حوزه مورد علاقه‌تان را ندارند و لذا شما مجبورید برای خرید کتاب‌هایتان به چندین کتابفروشی مراجعه کنید. به همین خاطر برای علاقه‌مندان به کتب فلسفی و علمی مثلا «کتابفروشی مولی» جای مناسبی است و آن‌ها با مراجعه به آنجا می‌توانند غالب کتاب‌های مد نظرشان را تهیه کنند؛ یا علاقه‌مندان به کتب حوزه حقوق به «کتابفروشی میزان» می‌روند و علاقه‌مندان به کتاب‌های هنر به «کتابفروشی هنر» و علاقه‌مندان به کتاب‌های جامعه‌شناسی به «کتاب‌فروشی آگه».

این اتفاقی است که در فروشگاه‌های اینترنتی کتاب هم می‌افتد. فارغ از نفس مزایای خرید کتاب به صورت اینترنتی، این فروشگاه‌ها تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای با یکدیگر دارند؛ از موتور جست‌وجوی سریع گرفته تا تنوع موضوعات، اطلاعات کتاب‌شناسی دقیق، نمایش دقیق کتب مرتبط و تحویل سریع و ارزان کتاب. اما از مهم‌ترین ویژگی‌های کتابفروشی‌های اینترنتی، تعداد عناوین –به‌خصوص تعداد عناوین موجود- کتاب است؛ به‌نحوی که شما با مراجعه به سایت کتابفروشی اینترنتی بتوانید همه کتاب‌های مدنظرتان را خریداری کنید. فروشگاه اینترنتی کتاب روزآهنگ با بیش از ۱۰۰ هزار عنوان کتاب، بزرگترین فروشگاه اینترنتی کتاب ایران است. روزآهنگ با همکاری با بزرگترین شرکت‌های پخش کتاب ایران و تجمیع کتاب‌های آن‌ها،‌ تنوع قابل توجهی به کتاب‌های خود داده و بالغ بر ۱۰۰ هزار عنوان کتاب از ناشران بزرگی چون انتشارات سمت، ققنوس، نشر میزان، نشر چشمه ،سوره مهر، انتشارات امیرکبیر، نشر نی، تا ناشران کوچکتری مانند مینوی خرد، گام نو، ترجمان و نقد فرهنگ را در سایت خود عرضه کرده است و تبدیل به بزرگترین کتابفروشی ایران شده است.

برای مشخص شدن عظمت تعداد عناوین کافیست مقایسه‌ای میان روزآهنگ با سایر کتابفروشی‌های اینترنتی کتاب کنید. برای مثال با مراجعه به بخش کتاب چاپی سایت دیجی‌کالا -که خود را بزرگترین کتابفروشی معرفی کرده است-‌ می‌بینید که تعداد عناوین خود را حدود ۲۸ هزار عنوان نشان داده است؛ یا سایت شهر کتاب،‌ تمام محصولات خود –اعم از نوشت‌ابزار و محصولات فرهنگی و کتاب- که بسیاری از آن را نوشت‌ابزار و محصولات فرهنگی شامل می‌شود، ۱۰۰ هزار عنوان کالا اعلام کرده؛ یا خانه کتاب -که همه ناشران مجبورند برای انجام فرایند اداری، یک نسخه از کتابشان را به آنجا بفرستند- تعداد عناوین خود را حدود ۸۳ هزار اعلام کرده است.

برای تهیه کتاب‌های مدنظرتان و دیدن کتاب‌های مرتبط و نزدیک به هر کتاب، و همچنین مشاهده ویژگی‌های کتابشناسی هر کتاب به همراه فهرست و مقدمه آن‌ها، و لذت بردن از گشت‌وگذار در یک کتابفروشی عظیم با حوزه‌های متنوع با دسته‌بندی‌های دقیق، و همچنین تحویل سریع و ارزان کتاب، کافیست سری به فروشگاه اینترنتی کتاب روزآهنگ بزنید و با خرید کتاب از آن، «حرفه‌ای کتاب بخرید!»


مشاهده کلیپ

توصیه کتاب و فیلم: نام گل سرخ از اومبرتو اکو


نام گل سرخ [Il nome della rosa]، رمانی است از اومبرتو اکو، نویسندهٔ ایتالیایی، که در ۱۹۸۰ منتشر شد.

در ۱۳۲۷، لوئی باواریایی آمادهٔ رفتن به رم می‌شود تا در مقام امپراتوری تاج‌گذاری کند. پاپ، در آوینیون، او را تکفیر می‌کند و متألهان نیز بی‌درنگ او را بدعت‌گذار می‌شناسند.

در چنین زمینهٔ متلاطمی که امپراتور و پاپ منازعه‌ای دائمی دارند، ویلیام باسکرویل، کشیش فرانسیسکن و قهرمان خیالی رمان اکو، مأمور می‌شود تا در دیر عظیمی که دارای کتابخانه‌ای به شکل هزارتوست میان مراجع مختلف دینی آشتی به وجود آورد.

اما، یک رشته جنایتی که در آنجا روی می‌دهد، کشیش را از مأموریتش منحرف می‌کند. او، در کنار همراه وفادار خود، آدسو، که جوانی ساده‌دل دومینیکن است، تلاش می‌کند تا سرنخی را که جنایت‌ها را به هم پیوند می‌دهد بیابد و بسیار زود درمی‌یابد که یافتن هویت قاتل بر کشف راز مخوف کتابخانه مبتنی است.

کتاب را باید در سطوح مختلف خواند. هم در سطح یک رمانی پلیسی، رمان تاریخی – پلیسی خوبی به حساب می‌آید و هم اینکه این رمان، با پس زمینه‌ای از بحرانی که قرن چهاردهم را تکان می‌دهد و درگیری‌های سیاسی و دینی و بدعت‌گذاری و تفتیش، در قالب سنت بزرگ رمان‌های تاریخی نیز می‌گنجد.

به علاوه، قرون وسطا امکانی به دست اکو می‌دهد تا برخی از اشاره‌ها به دنیای معاصر را القا کند. به طور مثال، بدعت‌گذاران، به سبب سخنان مفرط و آرمان پالایشی از طریق خون، به شدت یادآور بریگادهای سرخ‌اند.

شخصیت خورخه در این کتاب یادآور شخصیت بورخس است، کتابخانه دار نابینایی که راه کتابخانه را مخفی می‌دارد.

لحن نام گل سرخ، مانند بیشتر آثار اکو، طنزآمیز اما مبهم است و میان پذیرفتن همراه با سرخوردگی واقعیت و افشاگری منتقدانه در نوسان است. ویلیام، حقیقت را صرفاً تکه‌تکه پیدا می‌کند و تکه‌های متنی که ویلیام پس از آتش سوزی کتابخانه به چنگ می‌آورد، استعارهٔ آن حقیقت‌اند.

این رمان در ایران با نام «آنک نام گل» با ترجمه رضا علیزاده، توسط انتشارات روزنه در ۸۶۴ صفحه و به قیمت ۴۵۵۰۰ تومان منتشر شده است.


اما فیلمی که در سال ۱۹۸۰، بر اساس این رمان هم ساخته شده و حتی از تلویزیون ایران هم پخش شده، بسیار دیدنی است.

کارگردان این فیلم ژان ژاک آنو است و بازیگر شاخص آن شان کانری است.


در پایان به نوشته‌ای که خود اکو در مورد این رمان و شیوه نگارش آن نوشته است، توجه کنید.

البته لازم به ذکر است که این رمان بیش از اینها حرف و سخن و نشانه‌شناسی دارد که شاید در فرصت دیگری در مورد آن هم برای شما نوشتم:

همهٔ رمـانهای مـن از یـک انگارهٔ اصلی زاده شده‌اند که کمابیش از تصویری واحد سرچشمه می‌گرفته و همان انگاره بوده که مرا واداشـته تا در مسیر پیشبردش گام بردارم.

انگارهٔ نام گل سرخ زمانی متولد شد کـه تصویر قتل کشیشی در یـک کـتابخانه مرا سخت تکان داد. در چرکنویس‌های نام گل سرخ نوشته بودم که قصد دارم تا کشیشی را مسموم کنم.

این پیرنگ جنجالی با مجموعه‌ای از پرسش‌های پیاپی که در طول مسیر با آنها مواجه می‌شدم، بار ادبـی می‌یافت. پرسش‌هایی دربارهٔ این که چرا باید دست به چنین جنایتی بزنم. البته من قصد نداشتم هیچ کشیشی را مسموم کنم؛ (در واقع هم هیچ کس دیگری را مسموم نکردم.) بلکه برای من تـصویر مـسموم شدن یک کشیش در حین خواندن کتابی در کتابخانه جذاب بود. نمی‌دانم. شاید هم تحت تأثیر سنت روایت منظوم و جنایتی آنگلوساکسونها قرار گرفته بودم و به همین خاطر بود که قتل می‌بایست در قـلمرو کـشیشی محلی روی می‌داد. شاید بتوانم بگویم که من داشتم برخی از احساس‌ها و هیجان‌هایی را که در شانزده سالگی و در طول یک دوره تمرین‌های معنوی در صومعه‌ای بندکتین تجربه کرده بودم، مرور می‌کردم.

در طول همان دوره، روزی، داشتم در مـیان صـومعه‌هایی که به سبک گوتیک و رمانتیک ساخته شده بودند، قدم می‌زدم که به کتابخانه‌ای اسرارآمیز برخوردم. وارد شدم.

مجموعه کتاب Acta Sanctrum را روی رحلی گشوده دیدم. همان جا بود که دریافتم آنچنان که قبلاً بـه مـن فهمانده بودند، این «بئاتو اومـبرتو» ای کـه روز چـهارم مارس را برایش جشن می‌گیرند، نبوده که به شیر تبدیل شده، بلکه اسقفی به نام اومبرتوی قدیس بوده، اسقفی که روز ششم سـپتامبر را بـرایش جـشن می‌گیرند.

همان جا با تورق کتابی که بـه صـورت قائم پیش رویم بود، در آن سکوت مطلق و در میان پرتوهای نوری که از بین شیشه‌های رنگی کدری که تقریباً در یک راستا و در درون دیـوارهای مـختوم بـه هرم ششم جای گرفته بودند، لحظه‌ای دچار اضطراب و نگرانی شـدم. نمی‌دانم.

اما همان تصویر کشیش مقتول در حین قرائت متن، در لحظه‌ای خاص از من خواست تا چیزهایی را در حول و حوش آن بـسط دهـم. بـقیهٔ داستان کم‌کم متولد شد. برای تحقق بخشی به این امر بـرآن شـدم که ماجرا را در دل قرون وسطا روایت کنم.

اوایل کار فکر می‌کردم داستان باید در زمان خود ما بـه وقـوع بـپیوندد. اما بعد که از میزان شناخت و علاقه‌ام نسبت به قرون وسطا آگاه شـدم، بـهتر دیـدم که ماجرا را فه فضای آن دوران انتقال دهم. به همین ترتیب بود که بقیهٔ ماجرا، کـم‌کم بـا بـازخوانی متون و بازبینی تصاویر و همچنین با بازگشایی درهای بستی کمدهایی که از بیست و پنج سالگی در آنـها اطـلاعاتی را در مورد قرون وسطا انباشته بودم، خودبه‌خود جور شد و بنا بر دلایل متعدد دیـگر ادامـه پیـدا کرد.

منبع:شماره ۵۲ مجله بخارا


مشاهده کلیپ

آیا همیشه اطلاعات بیشتر به تصمیم بهتر منجر می‌شود؟


«اگر دشمن دارید؛ به او اطلاعات بدهید»

به طور طبیعی همه‌ی ما تصور می‌کنیم هرچه اطلاعات بیشتری درباره یک موضوع، یک تصمیم، یک انتخاب و یک رویداد داشته باشیم؛ تصمیم بهتری می‌گیریم یا به نوعی موفقیت تصمیم ما تضمین شده است. این اندیشه کلیشه‌ای در دنیای امروز و عصر اطلاعات؛ اهمیت دو چندانی یافته است و این‌طوری است که گوگل جزیی جداناپذیر برخی از کاربران در همه اوقات روز است.

اجازه بدهید ابتدا با یکی دو مثال پیش برویم؛ مثال‌هایی که کم و بیش برای همه ما اتفاق افتادند.

می‌خواهیم یک گوشی هوشمند جدید بخریم. نزدیک به دو میلیون تومان با هزار زحمت و عرق ریختنی جمع کردیم و حالا می‌خواهیم بهترین گوشی بازار را انتخاب کنیم. به طور شهودی و شنیدن از این و آن یا با نگاهی به قیمت گوشی‌های رده بالای بازار؛ دو الی سه مدل را انتخاب کردیم و البته طراحی یک مدل گوشی بسیار جذاب است. اما هراس داریم این انتخاب و تصمیم ما اشتباه باشد و پس از خرید پشیمان بشویم.

پس؛ راه می‌افتیم در خیابان‌ها و مجتمع‌های شهر و دایم سوال می‌کنیم و گوشی‌های مختلف را می‌بینیم و تست می‌کنیم. ساعت‌ها پای کامپیوتر نشسته و سایت‌های نقد و بررسی را زیر و رو می‌کنیم؛ به ده نفر از دوستان زنگ می‌زنیم و چندین ویدیو طولانی و پرحجم بررسی مفصل گوشی‌ها را از ابتدا تا انتها می‌بینیم ولی در نهایت همان گوشی که طراحی زیبایی داشت و برای ما دل‌فریب بود را انتخاب می‌کنیم.

چقدر زمان بابت این تحقیق و اطلاعات اضافی از دست دادیم؟ آن‌هم در عصری که «زمان» مساوی با «طلا» است؟ چقدر هزینه اضافه پرداخت کردیم؟

بسیاری از ما برای خرید یک ماشین؛ خانه، تور گردشگری، انتخاب هتل و حتا همسر آینده این‌گونه عمل می‌کنیم و به دنبال اطلاعات بیشتر هستیم. در حالی که اطلاعات موجود راه و انتخاب را نشان می‌دهند اما در دام «انحراف اطلاعات» می‌افتیم و گاهی هم اطلاعات بیشتر به انتخاب اشتباه منجر می‌شود.

یک داستان صددرصد واقعی: یکی از شرکت‌های بزرگ تهران می‌خواست وب‌سایت جدیدی طراحی کند. مدیر این شرکت تیم فنی را صدا کرد و تشکیل جلسه داد تا نظرشان را بپرسد. تیم فنی متفقا گفتند پلتفرم «وردپرس» مناسب سایت تبلیغاتی و خدماتی ماست. مدیر شرکت ضمنی قبول کرد ولی درخواست تحقیق بیشتر و گردآوری مستندانی درباره وردپرس را داد.

دو هفته دیگر؛ باز هم جلسه تیم فنی شرکت تشکیل و چند ده صفحه اطلاعات شامل مزایای وردپرس؛ سایت‌هایی که هم‌اکنون ازش استفاده می‌کنند؛ هزینه‌ها، نحوه توسعه و آینده‌اش تقدیم مدیر شد. مطالعه کرد ولی باز گفت نمی‌شود به این سادگی و عجله یک تصمیم به این مهمی گرفت و درخواست مقایسه وردپرس با دیگر پلتفرم‌های طراحی سایت شد.

باز هم دو هفته دیگر؛ ده‌ها صفحه مقایسه وردپرس با دروپال و جوملا تقدیم مدیر شد. در یک بند مقایسه اشاره شده بود؛ «دروپال امنیت بهتری دارد». مدیر روی این نکته دست گذاشت و گفت با شرکت‌های دروپالی قرارداد ببندید چون امنیت شرکت از همه‌چیز مهم‌تر است.

نتیجه تا حدودی قابل حدس است: هنوز به یک سال نکشیده؛ سایت جدید به بن‌بست خورد و ناچار شدند از ابتدا هزینه کنند و سایت وردپرسی بسازند.

در واقع، همیشه اطلاعات اضافی، تحقیق بیشتر، مستندات بیشتر، صرف زمان بیشتر و دنبال اطلاعاتی گشتن که انتخاب‌مان را تایید و تضمین کنند؛ به موفقیت و تصمیم بهتر منجر نمی‌شوند. چون یا اطلاعات اشتباه هستند یا کانال تصمیم‌گیری از مسیر درست‌اش خارج می‌شود یا در این وسط زمان و هزینه از دست می‌رود.

مشکل دوست داشتن «اطلاعات بیشتر» در بسیاری از حوزه‌ها از جمله پزشکان، مدیران، بنگاه‌های اقتصادی و بانکداری، سرمایه‌گذاران و غیره رواج دارد و به یک اعتیاد تبدیل شده است. یک پزشک، تمامی علایم آنفلونزا را در فرد بیمار می‌بیند اما باز هم اصرار به دادن آزمایش دارد و در برگه آزمایش چند مورد کم و زیاد است. پس؛ بیماری ابتدایی فراموش می‌شود و احتمال بیماری‌های دیگر خطرناکی می‌رود و دوباره آزمایش‌های مفصل‌تری نوشته می‌شود و کار به نمونه‌گیری از برخی اندام بدن می‌کشد. در نهایت هم هیچ چیزی تشخیص داده نمی‌شود.

دوستی می‌گفت «از یک شرکت بسیار معروف و خوش‌نام تقاضای کار داشتم. مصاحبه کردم و با همه شرایط کاری من موافقت کردند و حتا مبلغ پیشنهادی بسیار بالای من پذیرفته شد. شب که به خانه برگشتم؛ شک کردم چرا چنین شرکتی این همه امتیاز داد. نکند مشکلی دارند یا به بحرانی خوردند. شروع به جست‌وجو در اینترنت درباره میزان فروش و تعداد نمایندگی‌ها و گزارش‌های سالیانه‌شان کردم. مصاحبه‌های مدیران شرکت در چند وقت اخیر را خواندم و نگاهی به تعداد کارکنان شرکت انداختم و اطلاعات دیگر گرفتم و در نهایت با تصمیمی راسخ فردا صبح‌اش رفتم سرکار.» وقتی ازش پرسیم «خوب بعدش چه شد؟»؛ گفت: «ای کاش به ندای درونم گوش داده بودم؛ دو ماه از زندگی‌ام هدر رفت و یک ریال هم حقوق نگرفتم.»

چه حرف خوبی: «ندای درون» یا «شهود». گاهی اوقات در این عصر اطلاعات و در برهه‌ای که تصور می‌شود ماشین‌ها می‌توانند با قدرت محاسباتی خود بهترین تصمیم‌ها را بگیرند؛ یک ندای درونی و شهود و حس درونی می‌تواند کار کلی اطلاعات بیشتر را بکند.

معروف است که می‌گویند صدها نفر کارآفرین هم‌دوره «بیل گیتس» و «استیو جابز» و «وارن بافت» بود ولی یکی از دلایل اصلی موفقیت اینان در گوش دادن به ندای درون و دنبال کردن حس‌هایی بود که همچون نوری در تاریکی راهنمایی‌شان می‌کرد. فقط به گزارش‌ها و اخبار گاها دروغ و ضدونقیض یا پیش‌بینی‌های ساختارمند و دست‌کاری‌شده متکی نبودند و کنکاش درونی را به وقت گذاشتن برای جمع‌آوری اطلاعات ترجیح می‌دادند.

بنابراین؛ بیشتر اوقات می‌توان با همان مقدار اطلاعاتی که داریم؛ بهترین تصمیم را بگیریم و بهتر است جمع‌آوری اطلاعات را فراموش کنیم. همیشه اطلاعات بیشتر ارزشی ندارد یا موفقیت در تصمیم‌گیری حاصل نمی‌شود.

به قول جین راس، مدیر و محقق بخش سیستم‌های اطلاعات پژوهشی در مرکز MIT، «تمامی اطلاعات اضافه در نهایت نوعی دردسر و حتی هزینه‌‌ای نامعقول محسوب می‌‌شوند»

و باز به قول دانیل جی بورستین، تاریخ‌شناس امریکایی دانشگاه شیکاگو: «بزرگ‌ترین مانع اکتشاف جهان جهالت نیست؛ بلکه توهم اطلاعات است»

منبع: + و + و کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» نوشته رولف دوبلی


مشاهده کلیپ

اثرانگشت یک غول وسط دریا؛ جزیره‌ای قدیمی با کیلومترها دیوار سنگی که شبیه خطوط انگشت است


جهان پر از چیزهای باورنکردنی است؛ پر از کشف‌های هیجان‌انگیز که ورای تصور یا واقعیت هستند و باید با خیال و رویا به سراغ‌شان رفت.

چند روز پیش، در یکی از کانال‌های تلگرام عکسی درباره یک جزیره شبیه به اثرانگشت دیدم و برایم جالب بود. انگار یک غول افسانه‌ای انگشت شست‌اش را درون آب کرده و اثرش باقی مانده است.

ابتدا؛ تصور کردم همانند دیگر خبرها و عکس‌ها ساختگی است یا ترفندهای عکاسی است اما با کمی جست‌وجو در اینترنت به جزیره کوچکی به نام Baljenac در دریای آدریاتیک و نزدیک ساحل کشور کرواسی رسیدم. جزیره‌ای واقع در مجمع‌الجزایر «سیبنیک» در ساحل منطقه «دالماسی» که اگر از فاصله دور و در آسمان به آن نگاه کنید؛ با یک اثر انگشت امروزی که توسط دستگاه‌های اسکنر اثرانگشت گرفته می‌شود؛ هیچ تفاوتی ندارد.

اجازه بدهید با هم عکس‌های این جزیره کوچک و شگفت‌انگیز تاریخی را ببینیم:

مساحت این جزیره ۱.۴ کیلومتر مربع است و تماما با دیواره‌های سنگی پوشیده شده است:

این دیواره‌های سنگی به قرن‌ها پیش برمی‌گردند. در کشورهای اروپای غربی مانند ایرلند، انگلیس، اسکاتلند، کراوسی و حومه آن این دیواره‌های سنگی دیده می‌شوند و یکی از انواع ساخت‌وساز قدیمی هستند. در برخی از مناطق این کشورها دیوارهای سنگی با هزاران کیلومتر طول دیده می‌شود:

در قدیم، با این دیوارهای سنگی؛ مرزهای کشاورزی، زمین‌‌ها و مالکیت‌ها را تعیین می‌کردند:

دیواره‌های سنگی بدون هیچ‌گونه تکیه‌گاه ساخته شده‌اند ولی سنگ‌ها با دقت زیادی انتخاب شده‌اند تا دیوار فرو نریزد و بتواند تعادل خود را حفظ کند. سنگ‌ها از دل خاک بیرون آمده و در دیوارها جای گرفتند:

دیوارها فقط تعیین‌کننده مرزها نبودند و از جزیره در برابر بادهای شدید یا امواج قوی دریا محافظت کردند:

در این جزیره که فقط نیم کیلومتر طول دارد؛ دیوارهایی با طول ۲۳ کیلومتر دیده می‌شود. دولت کرواسی این دیوارها را در یونسکو ثبت جهانی کرده است:

منبع


مشاهده کلیپ

معرفی کتاب ناخدای پانزده ساله از ژول ورن – یادی از تصویرگری‌های کتاب قدیمی


گاهی بعد از سال‌ها به یاد کتابی می‌افتیم که در کودکی خوانده بودیم. متأسفانه در این اوقات، در پاره‌ای موارد کتاب اصلی را از دست داده‌ایم.

در این مواقع معمولا سری به اینترنت می‌زنیم، تا ببینیم نسخه اسکن‌شده کتاب موجود است یا نه.

گاهی شانس یاری‌مان می‌کند و دقیقا آن کتاب را با همان ترجمه، چاپ یا تصویرگری پیدا می‌کنیم و گاهی هم نه.

گاهی ادامه جستجویمان ما را به سمت خرید نسخه‌های تازه کتاب راهنمایی می‌کند. اما این نسخه‌های تازهع گرچه واژه‌پردازی بهتر، چاپ بهتر و حتی گاهی ترجمه بهتری هم دارند، اصلا آن لطف نسخه قدیمی که زمانی روزهای کودکی ما را ساخته بودند، ندارند.

یکی از کتاب‌هایی که در آن تابستان‌های تمام‌نشدنی خوب و داغ دوران کودکی خوانده بودم، کتاب ناخدای پانزده ساله بود.

ناخدای پانزده ساله یا Dick Sand, A Captain at Fifteen اثری ماجراجویانه از ژول ورن (۱۸۲۸-۱۹۰۵)، نویسنده‌ی فرانسوی، که در ۱۸۷۸ منتشر شد.

در فوریه‌ی ۱۸۷۳، خانم ولدون، بندری واقع در زلاند نو، به همراه فرزندش سوار بر کشتی بادبانی می‌شود تا به سانفرانسیسکو، نزد همسرش که جهازگیر کشتی است، برود.

به دنبال شرایطی استثنایی، و در جریان مسافرتی بسیار پرحادثه، همه‌ی خدمه‌ی کشتی و ناخدای آن در یک شکار جسورانه‌ی وال از میان می‌روند، و دیک ساند جوان، به کمک چند سیاهپوست که قبل از مرگ ناخدا از حادثه نجات یافته بودند و به آنان پناه داده شده بود، مسئولیت هدایت کشتی را به مقصد برعهده می‌گیرد.

با وجود دسیسه‌های شرورانه‌ی نگورو، آشپز کشتی، که عمداً کشتی را به سرزمینی غیرمتمدن هدایت می‌کند تا خدمه و مسافرانش را به عنوان برده بفروشد، ناخدای پانزده ساله موفق می‌شود خانم ولدون و فرزندش را به میهن‌شان بازگرداند.

ژول ورن، یک بار و شاید برای نزدیک‌ترشدن به خوانندگان جوانش، خواسته است که شخصیت اصلی ماجرا یک پسر جوان باشد. اگرچه دیک ساند با تمام خودجوشی سنش رفتار کند، دارای شهامت، ابتکار، و تجربه‌ی یک بزرگسال است. ژول ورن از ناخدای جوان برجسته‌ترین شخصیت ممکن را ساخته است؛ شخصیتی که تجسم بالاترین حد سخاوت و درستی در طبیعت بشر است.

الان در اینترنت، با جستجویی مختصر می‌توانید کتاب را دانلود کنید یا حتی کتاب را بخرید. اما من خیلی وقت بود که دلم برای تصویرهای این کتاب تنگ شده بود و امروز خوش‌شانس بودم که با یک جستجوی مختصر، دوباره به آن تصاویر رسیدم:

طبق جستجویی که من انجام دادم، از این اثر فعلا تنها دو اقتباس سینمایی صورت گرفته است. اولی در سال ۱۹۴۵ به کارگردانی واسیلی ژورافلیف و دومی در سال ۱۹۷۴ به کارگردانی ژول فرانکو. یعنی «احتمالا» اقتباس سینمایی هالیوودی از این اثر پرماجرا تا به حال نداشته‌ایم.


مشاهده کلیپ

معرفی کتاب «سکوت دریا»: رویارویی در روزگار رژه‌ی چکمه‌ها


فرانک مجیدی: دیروز فرصتی پیش آمد که به کتابفروشی سری بزنم و کتابی را که مدت‌ها بود تشنه‌ی خواندنش بودم، بخرم. هنگام خرید، دلیل اصلی‌ام ارادت قبلی و قلبی به مترجم اثر بود: جناب «ژرژ پطرسی» که همه‌ی ما سال‌های زندگی‌مان با دوبله‌های شیرین‌ و صدای بی‌نظیرش، پر از خاطرات خوش شده. اگر هنگام خرید، دلیل‌م این بود که آقای پطرسی، دوبلور بسیار عزیزی برای من هستند، به‌محض خروج از مغازه و خواندن مقدمه‌ی کتاب، دلایل‌م قوی‌تر شد.

«سکوت دریا»، کتابی به قلم «ژان مارسل بروله» است که در سال‌های اشغال فرانسه توسط نیروهای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، با نام مستعار «ورکور» همچنان به نوشتن ادامه می‌داد. او نام مستعار «ورکور» را که در حقیقت منطقه‌ای کوهستانی در منطقه‌ی آلپ فرانسه است، برای خود برگزید. این منطقه در تاریخ جنگ جهانی، تاریخی خونین دارد و پارتیزان‌های نهضت مقاومت و اهالی یک روستا توسط سربازان نازی، به تمامی قتل‌عام شدند.

در روزگاری که برخی از نویسندگان بزرگ فرانسه در تبعید به سر می‌بردند و وطن‌شان از نوشته‌های آن‌ها بی‌بهره بود، جمع بزرگی ترجیح می‌دادند سکوت کنند و اثر ادبی‌ای زیر چکمه‌ی دشمن به چاپ نرسانند و گروهی چاپلوسانه به سود آلمانی‌ها با آن‌ها توافق کرده‌بودند تا از تنعم و هدایای بیگانه بهره ببرند، ورکور در انتشارات زیرزمینی «نیمه‌شب» برای افزایش روحیه‌ی مقاومت ملت فرانسه می‌نوشت. در سال ۱۹۴۲ سکوت دریا به چاب رسید. این کار می‌توانست به قیمت جان او و همکاران‌ش تمام شود، اما حقیقت این است که نهضت مقاومت، علاوه بر پارتیزان‌هایی آماده‌ی مرگ در راه وطن اشغال‌شده، نویسندگان و ناشرانی داشت که باور داشتند فرانسه، کشور عشق و ادبیات غنی، هرگز نباید روحیه‌ی فرهیخته‌ی خود را ببازد، حتی اگر خون شاعر به سرنیزه‌ی دژخیم بر زمین بریزد.

داستان کتاب، بیرون از جبهه‌های جنگ است. فرانسه اشغال شده و مردم، رژه‌ی فاتحان را با اشک بر سنگ‌فرش‌های خیابان‌های خاطره‌انگیزشان دیده‌اند. گروهی که وحشت‌زده بودند، با آلمانی‌ها تعاملاتی دارند، اما گروهی از مردم عادی که عضو رسمی نیروهای مقاومت نیستند، با شیوه‌ی خود با آلمانی‌ها برخورد می‌کنند. سکوت دریا، در یکی از همین خانه‌های ییلاقی با مردمی عادی و اهل هنر و ادبیات، رقم می‌خورد. نیروهای آلمانی در خانه‌ی مردم سکونت می‌کنند، اما آن‌ها به شیوه‌ی «سکوت» از بودن‌شان، اظهار نارضایتی می‌کنند.

پیرمرد و برادرزاده‌اش که دختر جوان و زیبارویی است، با هم در این خانه‌ای روستایی سکونت داشتند. روزگاری این خانه، سرای بحث‌های ادبی و فلسفی پرشور و نوای موسیقی کلاسیک بزرگان این رشته بود. اما اکنون، زیر هوای مسموم و سنگین اشغال وطن، هر دو دل‌مرده و خموده‌اند و جز پیپ کشیدن و کارهای جزئی مزرعه و بافتنی و رفوی لباس‌های مندرس، کاری نمی‌کنند. تا آن‌که روزی افسر جوان آلمانی به خانه‌ی آن‌ها برای سکونت می‌آید. مردی که تا انتهای کتاب متکلم‌وحده با اهالی خاموش خانه‌ی ییلاقی است و نمی‌داند…

کتاب درباره‌ی روش خاص اَتانتیست‌ها است. آن‌ها سکوت کرده‌اند و منتظر معجزه‌ی بزرگ رهایی کشورند. می‌شود پرسید که آیا اساساً سکوت در برابر بیگانه، یک روش مبارزه محسوب می‌شود یا خیر؟ و پاسخ داد وطن آزاد و استقلال کشور، ارزش خون‌های فراوان دارد. اما این پاسخی اتوپیایی است. چه کشوری به اشغال نیروهای بیگانه درآید، و چه زیر چکمه‌های نیروهای خودی در حکومت‌نظامیِ نیروهای دیکتاتور اداره شود، همیشه بخش بزرگ‌تر جامعه، اندوه خود را با سکوت، نشان می‌دهند. به اوضاع تن نمی‌دهند، اما منفعل هستند. ورکور در این کتاب تلاش کرده تا بگوید این‌ها بخش بی‌اهمیتی در مقاومت یک کشور نیستند. قاطبه‌ی جامعه‌ی فرانسه نباید بخاطر این سکوت که آبستن خشمی عمیق است، احساس شرم کنند. کار آن‌ها به اندازه‌ی کار پارتیزان‌های جان‌برکف، اهمیت دارد. اما نباید در این سکوت، دل‌مرده شوند و از یاد ببرند که دشمن، اشغال و روح و غرور آن‌ها را می‌خواهد. خشم اصیل ناشی از غرور ملی باید همواره روشن بماند. بنابراین در این کتاب، هر فرانسوی‌ای که به شیوه‌ای راهی برای نفوذ آلمانی‌ها نمی‌گشاید، یک قهرمان است. از همین رو سکوت دریا، مهم‌ترین اثر ادبی آن سال‌ها برای حفظ افتخار و شرف فرانسه است.

اما ارزش کتاب ورکور در این است که کتاب به «آلمانی بد» و «فرانسوی خوب» تقسیم نمی‌شود و اثری شعارزده در خدمت پروپاگاندا و طبعاً با تاریخ مصرفِ دوره‌ای نیست. بیش و پیش از ملیت‌ها، انسانیت کاراکترهای کتاب به چشم می‌آید. شخصیت‌های اصلی کتاب، انسان‌هایی بسیار فرهیخته با اندیشه‌ای روشن‌ند که از تیره‌روزی‌شان، در زمانه‌ای بد با هم آشنا شده‌اند، گرچه «ورنر» (افسر آلمانی) بشدت ایده‌آلیست است، اما چه بسا در روزگار صلح، رویای «دیو و دلبر» او، جامه‌ی حقیقت می‌پوشید. اما متأسفانه در جنگ، نمی‌توان ایده‌آل‌گرا و انسان ماند. در جنگ، مرزها موضوعی حیاتی هستند و مهم است که کدام طرف‌ش ایستاده باشید.

یک هنرمند، تا مدت‌ها باور دارد که جنگ شاید بتواند موضوع مرزها را بی‌اهمیت کند و انسانیت و فرهیختگی، سرود مشترک جهان شود. اما در نهایت، می‌بیند که چطور ملعبه‌ی قدرت شده و بازی خورده‌است. آن زمان است که «تصمیم نهایی» را می‌گیرد. به‌قول شاملوی بزرگ که در مجموعه‌ی «هوای تازه» چنین می‌سراید: «… خاک هفت اقلیم را افتان و خیزان، درنوشتم/ خانه‌ی جادوگران را در زدم، طرفی نبستم/ مرغ آبی را به کوه و دشت و صحرا جستم و بیهوده جستم/ پس سمندر گشتم و بر آتش مردم نشستم.»

در سال ۱۹۴۹، «ژان پیر ملویل» که خود در نهضت مقاومت فرانسه عضویت داشت و در آن روزها هنوز شناخته‌شده نبود، فیلمی به همین عنوان ساخت که البته در ایران، سینمادوستان با نام «خاموشی دریا» می‌شناسندش. ترکیب نام ورکور که در ابتدا سخت مخالف تبدیل کتاب‌ش به فیلم بود، و فیلمی که تأثیر بسیاری در سینمای موج نوی فرانسه داشت، ملویل را به قله‌ی سینمای فرانسه رساند. این فیلم، هنوز جزو بهترین آثار کلاسیک و مؤلف است که می‌توان به تماشای‌ش نشست.

چنان‌که در ابتدا اشاره شد، ترجمه‌ی کتاب توسط یکی از استادان بلامنازع هنر دوبله‌ی ایران صورت گرفته. سوای ارادت همیشگی‌ام به آقای ژرژ در مقام یک دوبلور خاطره‌ساز، چه لذتی بود که ایشان را به عنوان یک مترجم بسیار دقیق هم بشناسم. روح فرهیخته‌ی کتاب، به زیبایی در ترجمه‌ی ایشان حفظ شده و لذت‌ش چنان است که وقتی کتاب را برای خواندن می‌گشایید، نخواهیدش بست مگر تا خواندن آخرین جمله. یک ارتباط معنوی و تعهد روحی در ترجمه‌ی داستانی که به دقت گزیده شده و صرفاَ انجام «کار» نیست، باید دقیقاً چنین باشد. از همین رو، بسیار امیدوارم که داستان‌های دیگری با ترجمه‌ی آقای ژرژ عزیزم بخوانیم. علاوه بر ترجمه‌ی متن اصلی با تعهد و دقت بسیار، آقای پطرسی مقدمه‌ها و پی‌نوشت‌های دقیقی تقریباً به حجم داستان اصلی بر کتاب افزوده‌اند که به درک زمانه‌ی نگارش داستان، شرایط فرانسه در روزگار اشغال و احوالات ورکور و ملویل برای خلق اثر ادبی و سینمایی‌شان، کمک می‌کند و خواننده را به کمال، آگاه می‌سازد.

«سکوت دریا» توسط «نشر ماهی» به قیمت ۵۰۰۰ تومان و در قطع جیبی، در بازار کتاب موجود است. کتاب در مجموع ۸۷ صفحه است که البته داستان اصلی، ۴۵ صفحه‌ی آن را شامل می‌شود.

سه سال پس از پیروزی متفقین، در سال ۱۹۴۸، کتاب به ۱۷ زبان ترجمه شده‌بود. اما زمانی که سیریل کانلی آن را به انگلیسی ترجمه کرد تا در بریتانیا عرضه شود، هنوز سال ۱۹۴۴ بود و جنگ جهانی با تمام خوف و سیاهی‌اش جریان داشت. خوشبختانه جناب پطرسی، مقدمه‌ی این کتاب را هم ترجمه کرده که متنی به‌غایت درخشان در رسای آزادی، آزادگی در روزگار اختناق و تعهد ادبیات در روزگار قلدرمآبی چکمه‌پوشان است. هر جمله‌ی این مقدمه‌ی هشت صفحه‌ای بلیغ و فصیح و درخشان است و مؤخره‌ای چنان شکوهمند در ستایش امید دارد که زندگی مادی به صِرف تنها زنده ماندن را موضوعی پست و خوار می‌کند. این یکی از زیباترین متن‌هایی است که در ستایش ادبیات و آزادی، در تمام عمرم خوانده‌ام. در بندهای ابتدایی این مقدمه آمده‌است: «…قفل سکوت بر اندیشه‌مان، سکوت اجباری نویسندگان به سبب محروم شدن از حق ابراز عقیده، سکوت در برابر جهان. ملت‌هایی که در دایره‌ی این دیواری که آلمان به دور خِرَد اروپا کشیده زندگی نکرده‌اند، ابعاد رنجی را که باید تحمل کرد، به هیچ روی درنخواهند یافت. تنها کافی است بدانند انسان‌ها جان خود را نثار می‌کنند تا در این دیوار، رخنه‌ای بسازند.» این مقدمه را باید هر گاه که تاریکی یأس بر اندیشه‌ سایه می‌افکنَد، خواند. چرا که در ناامیدی، تسلیم محض است. اما کسی که فقط سکوت کرده، هنوز امیدی به فریاد دارد.


مشاهده کلیپ