سفر به سیاره‌های ناشناخته با دانلود کتاب شازده کوچولو


رپورتاژ:

امکان دانلود کتاب شازده کوچولو، شاهکار اگزوپری به صورت قانونی فراهم شد. همانطور که می‌دانیم کتاب شازده کوچولو به عنوان یکی از ماندگارترین آثار ادبی جهان شناخته شده و در طول سال‌های متمادی توانسته نظر بسیاری را برای خرید کتاب جلب کند.

آنتوان سنت اگزوپری خلبان و نویسنده فرانسوی با روایت داستانی ساده که برگرفته از یکی از پروازهای خودش بود،‌ توانست اثری را خلق کند که رکورد فروش بعد از کتاب مقدس را در جهان به خود اختصاص دهد!

شازده کوچولو یکی از معدود کتاب‌هایی است که به بیش از ۱۴۵ زبان دنیا ترجمه شده و برای همه مردم در هر سن، مکان و زمانی جذاب است.

اما اگر پیش از این در اینترنت برای دانلود کتاب شازده کوچولو اقدام کرده باشید با نسخه‌های متعدد زیادی روبرو می‌شوید که بسیاری از آنها نسخه بی کیفیت و غیر قانونی از این اثر ماندگار است.

خبر خوب این است که با مراجعه به سایت فیدیبو می‌توانید نسخه اصلی و با کیفیت آن را دانلود کتاب کنید.

سامانه خرید کتاب و دانلود کتاب الکترونیک و صوتی فیدیبو شرایطی را فراهم کرده که علاقه‌مندان به دانلود کتاب بتوانند به بهترین نسخه‌های کتاب دسترسی داشته باشند. در حال حاضر بیش از ۱۳۰۰۰ کتاب الکترونیک و صوتی در فیدیبو وجود دارد که برای دانلود کتاب کافی است بعد از نصب اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت، لب‌تاب یا رایانه شخصی‌تان و وارد کردن ایمیل به راحتی خرید کتاب و دانلود کتاب را انجام دهید.

تمام کتاب‌های فیدیبو یک نسخه رایگان برای مطالعه در اختیار علاقه‌مندان دارد که می‌توانید چه روی سایت و یا اپ این نسخه‌ها را خوانده و بعد خرید کتاب را انجام دهید.

نکته مهم دیگر این است که قیمت نسخه‌های الکترونیک حدود هفتاد درصد از نسخه‌های چاپی ارزانتر است، همچنین بعد از دانلود کتاب الکترونیک کتابخانه‌ای بزرگ همیشه همراه شماست و نیازی به جا به جایی چندین کتاب کاغذی را ندارید.

بعد  از دانلود کتاب الکترونیک امکانات بسیاری برای خواندن کتاب دارید. شما می‌توانید بر اساس سلیقه‌تان رنگ پس زمینه، اندازه فونت، فاصله بین خطوط و شکل فونت متن کتاب را تغییر دهید. همین‌طور بعد از خرید کتاب اگر تمایل داشته باشید بخشی از آن را هایلایت کنید و روی آن یادداشت بنویسید و با دیگران به اشتراک بگذارید.

بعد از خرید کتاب شازده کوچولو از فیدیبو وارد دنیای بی‌‌نظیراین پسر بچه می‌شوید. پسر بچه‌ای که یک روز تصمیم می‌گیرد از سیاره کوچک خودش یعنی ب ۶۱۲ به جاهای دیگر دنیا سفر کند و با دیگر مردمان آشنا شود. او در این سفر از هفت سیاره دیگر بازدید می‌کند تا به زمین برسد. سفر او با روایت خلبانی آغاز می‌شود که به خاطر نقص فنی هواپیمایش در کویر آفریقا گیر افتاده است که در واقع ماجرای واقعی یکی از سفرهای اگزوپری است.

با دانلود کتاب شازده کوچولو این داستان شگفت‌انگیز همیشه همراه شما است و می‌توانید بارها و بارها با شازده کوچولو همراه شوید. در سفر او هر سیاره و هر انسانی نماد چیزی است. شخصیت‌هایی که داستان‌های کوتاه و عجیب‌شان را برای شازده کوچولو تعریف می‌کنند.

خلبان عاصی شده از تعمیرهواپیما هم خود نماد انسان تنها و عاصی عصر ماست که شاید جز رجوع به خویش راهی برای نجات نداشته باشد.

شازده کوچولو توانسته رکورد دانلود کتاب را نیز از آن خود کند و نسخه‌های الکترونیک و صوتی زیادی از این اثر در سراسر دنیا توسط علاقه‌مندان خرید کتاب، خریداری شده است.

این کتاب به خاطر زبان ساده روایت و داستان عامیانه‌ای که تعریف می‌کند برای همگان قابل فهم و دریافت است.

بسیاری از گفت‌وگوهای شازده کوچولو با دیگر اشخاص این کتاب تبدیل به جملات برگزیده خوانندگان در سالهای مختلف شده و عکس‌نوشته‌های زیادی نیز از آن تولید شده است.

یکی از زیباترین جمله‌های شازده کوچولو را با هم می‌خوانیم:

«اگر گلی را دوست داشته باشی که در یک ستاره دیگر است، شب تماشای آسمان چه لطفی پیدا می‌کند: همه ستاره‌ها غرق گل می‌شوند!»


مشاهده کلیپ

مسابقه یار مهربان به مناسبت بازگشایی مدارس- ضمن تبریک سال تحصیلی جدید لطفا متن زیبای زیر را بخوانید و به یک سؤال پاسخ دهید! یار مهربان شما، دیگر غش نمی‌کند؟!


رپورتاژ:

“داشتن تکیه گاه مطمئن اساس زندگی است. اساسا زندگی با تکیه گاهی مطمئن آغاز می شود. آغوش مادر نخستین تکیه گاه مطمئن زندگی است. گام های لرزان ما با اتکا به استواری پدر ومادر محکم و محکم ترمی شود. جسممان که قوام و استحکام یافت نوبت اندیشه می رسد. به تکیه گاه های فکری نیازمند می شویم. اول خود را در پناه ذهن و عقل و درایت پدرو مادر و خانواده وبستگان نزدیک می یابیم و بعد به مدرسه می رویم. معلمانمان خدایان فکری ما می شوند. از آنان می آموزیم و به دانسته های آنان تکیه می کنیم. گام هایمان در عرصه اجتماع تکیه گاه دیگری می یابند و الگو های دلخواه دیگری می یابیم. محیط دانشگاه ، عرصه کار و سرانجام اجتماع، مارا وادار می سازند تا تکیه گاه مطمئن انتخاب کنیم. اگر غیر از این باشد و تکیه گاه نیابیم غش می کنیم و چه بسا لطمه می بینیم! سرانجام خود ما تکیه گاه دیگران می شویم. هر چه استحکام بیشتری بیابیم تکیه گاه مطمئن تری برای دیگران خواهیم بود. برای خانواده، دوست و در عرصه کلانتر برای اجتماع خود تکیه گاه مطمئن خواهیم شد. تکیه گاهی برای جسم ،اندیشه و احساس و عواطف دیگران . روزگار پیری نیز جسم فرتوت را به تکه چوبی تکیه می دهیم وعصا به دست گام های لرزان را شماره می کنیم تا مبادا بیفتیم و غش کنیم. اینها را گفتیم تا بدانید آدمی و اساسا هر چیز و بنای محکمی بدون تکیه گاه نمی شود. تکیه سقف ، بی ستون نمی شود و بی ستون هیچ بنایی شکل نمی گیرد. تفکر و اندیشه وسیله ای را به زیبایی ساخته است تا کتاب هایتان به تکیه گاهی زیبا و هنرمندانه روی میز کارتان قرار گیرندتا مبادکتابهایتان غش کنند و بیفتند! هیچ کاه ارزش تکیه گاه های زندگیتان را فراموش نکنید و آنان را دست کم نگیرید!

خلاقیت ساخت تکیه گاه کتاب هایتان، یاران مهربان خاموش زندگیتان را عرضه کردیم و جلوه زیبایی روی میز کتابخانه تان قراردادیم. کتاب های شما ثبت اندیشه های خلاق زندگیست. نگذارید غش کنند اگر اندیشه غش کند جامعه غش می کند !!!”

جعفر شجاع کیهانی

عضو هیت علمی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی


آیا توانستید حدس بزنید که استاد اهل ادب، این متن در مورد چه چیزی نوشته است؟

برای جستجوی  پاسخ روی لینک هدایای تبلیغاتی هور و  پس از جستجو  پاسخ را به ایمیل hoorgifts@gmail.com  ارسال نمایید به دو نفر از کسانی که پاسخ را  درست حدس بزنند به قید قرعه جوایزی اهدا خواهد شد.

سالانه رویدادهای بسیاری درتمام دنیا برگزار میشود و اتفاقا در تمامی آنها به افراد برنده جوایزی اعطا می شود. علت اصلی اعطا جوایز چیست؟ همه ما برای پیشرفت نیازمند تقدیر هستیم. باید زحمات دیده شوند . اگر دیده شویم انگیزه می گیریم و جلوه می کنیم. هدیه بهترین روش برای افزایش انگیزه هاست.  از لحاظ شکلی هدیه به دونوع هدایای دورنی و بیرونی تقسیم می شود. یک تشکر ساده هدیه ای زیباست. یک تقدیر زبانی بسیار دلنشین است اما علاوه برهدایای دررونی نیازمند هدایای بیرونی نیز هستیم. یک دسته گل زیبا تاثیر بسیار خوبی برروی عملکرد ما دارد.

بازگشایی مدارس یک بهانه است. یک بهانه برای نزدیک کردن دلهایمان به کسانی که به آنها علاقمندیم. فرصت مناسبی است که به فرزندانمان ، معلمان و همه افراد عرصه علم انگیزه دهیم. اما نکته بعدی درمورد هدیه انتخاب خلاق و هوشمندانه آن است.  اگر هدیه ای  متناسب انتخاب شده باشد. به مراتب تاثیر گذار تر می باشد. هدیه های تکراری کارایی لازم راندارند و به اندازه کافی قدرت تغییر را ایجاد نمی کنند. ما در شرکت هدایای تبلیغاتی هور برای شما پیشنهادات نابی داریم . پیشنهاداتی که قلب مخاطب شما را تسخیر می کند و آنها را به هیجان می آورد.  به چند نمونه از این هدایای خاص ، خلاق و جدید توجه کنید:


هدیه ای ارزان ولی خلاق ،جدید با ۴ کارایی منحصر به فرد

خودکار چندکاره

عدم تحرک، بلای قرن حاضر است تشویق به ورزش تشویق به زندگی بهتر است. به مخاطب خود سلامتی هدیه دهید.

طناب ورزشی

ساعت متروپلیس: یک ساعت با طراحی خاص و شناخته شده بین المللی ، پیام این هدیه ارزش زمان می باشد.

ساعت رومیزی

شطرنج مینیاتوری : این بازی خلاق در ابعاد بسیار کوچک و داشتن آهنربا امکان بازی را در شرایط مسافرت محیا می کند ضمن اینک اندازه آن به قدری جذاب است که شما می توانید به عنوان یک هیه خاص از آن استفاده نمایید.

درضمن در صورت نیاز به مشاوره درباره هدایا علاوه برسایت شرکت می توانید به روش های زیر با ما در تماس باشید.

ایمیل : hoorgifts@gmail.com
شماره تماس : ۰۹۰۳۰۷۳۵۰۴۴
تلگرام @hoorgifts

مراجعه حضوری ( لطفا قبل مراجعه هماهنگ نمایید) :  خیابان نلسون ماندلا ( جردن )، خیابان وحید دستگردی ( ظفر ) به سمت ولیعصر ، روبروی بانک کارآفرین پلاک ۳۴۴


مشاهده کلیپ

پیشنهاد فیلم به مناسبت درگذشت جیک لاموتا: گاو خشمگین


شاید این خبر را خوانده باشید که جیک لاموتا، شب گذشته در ۹۵ سالگی درگذشت.

جیاکوب لاموتا معروف به جیک لاموتا، متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۲۲، بوکسور سابق ایتالیایی‌تبار آمریکایی بود که قهرمان دسته میان‌وزن (۷۲٬۶۴ کیلو) بوکس حرفه‌ای از ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ بود.

وی در سال ۱۹۲۲ در خانواده‌ای ایتالیایی-آمریکایی در محله فقیرنشین برانکس در نیویورک متولد شد و از کودکی پدرش او را مجبور به جنگ با کودکان دیگران برای سرگرم شدن اهالی محله و دریافت پول برای پرداخت اجاره منزل خود می‌کرد.

رابرت دنیرو در فیلم گاو خشمگین اثر مارتین اسکورسیزی زندگی او را به تصویر کشیده است.

استقامت و خشونت او در رینگ لقب گاو برانکس یا گاو خشمگین را برایش به ارمغان آورده بود. کمک‌دقتی او باعث می‌شد تا معمولا در ابتدای مسابقه چندین ضربه سنگین را از حریف دریافت کند و سپس خشم خود را متوجه حریف می‌کرد. رقبای لاموتا در ۱۰۶ مبارزه حرفه‌ای او هیچگاه نتوانستند او را ناک اوت کنند.

او از سال ۱۹۴۱ وارد دنیای بوکس حرفه‌ای شد. در سال ۱۹۴۳ اولین شکست رای رابینسون را رقم زد که تا آن زمان رکورد ۴۰ برد و بدون باخت داشت. البته آن‌ها ۶ مسابقه با هم دادند که پنج مسابقه دیگر را رابینسون برنده شد. در ۱۹۴۹ با شکست مارسل سردان قهرمان دسته میان‌وزن شد و دو بار از عنوان خود دفاع کرد تا این‌که در ۱۹۵۱ مغلوب رای رابینسون شد. او در ۱۹۵۴ با ۸۹ پیروزی (۳۰ ناک اوت)، ۱۹ باخت و ۴ تساوی از ورزش حرفه‌ای خداحافظی کرد.

توانایی مثال‌زدنی در تحمل ضربات سنگین حریفان، بی‌رحمی و خشونت در هنگام مسابقه، مبارزه از فاصله نزدیک و فیزیک بدنی لاغر اما عضلانی از ویژگی‌های این بوکسور ۱۷۳ سانتی‌متری بود. جیک لاموتا پس از خروج از بوکس حرفه‌ای در تعدادی فیلم سینمایی هم بازی کرد و در تولید فیلم گاو خشمگین در مورد زندگی خود هم به عنوان مشاور مشارکت داشت.

فیلم گاو خشمگین، حکایت صعود و سقوط خود خواسته جیک لاموتا است که طبیعت خشن‌اش او را در دام خود گرفتار کرده بود. جیک به کمک برادرش -جویی- این فرصت را می‌یابد که قهرمان بوکس میان وزن جهان شود ولی مجبور می‌شود که به خاطر تبانی‌های پشت پرده بیازد. همین زندگی او را بر باد می‌دهد. به علاوه به خاطر حسادت نامعقول‌اش نسبت به ریکی -همسر موبور اهل برانکس‌اش- بیشتر لطمه می‌خورد.

دیوهای درون لاموتا و ناتوانی‌اش در معقولانه فکر یا قضاوت کردن او را به حاشیه می‌راند و غرایز خشم‌اش را چنان به رخ می‌کشد که در نهایت همین‌ها به قیمت از دست دادن همسر، عنوان قهرمانی، برادر و آزادی‌اش تمام می‌شود.

فیلم ۱۹۸۰ مارتین اسکورسیزی در سه نظرسنجی به عنوان بهترین فیلم دهه رای آورد، ولی اسکورسیزی هنگامی که در حال ساخت آن بود به طور جدی به این فکر می‌کرد که ایا این فیلم اکران خواهد شد یا خیر.

اسکورسیزی و رابرت دنیرو خودشان زندگینامه جیک لاموتا را خواندند. آنها از پل شرایدر که راننده تاکسی (۱۹۷۶) را نوشت خواستند تا فیلم نامه را بنویسد. پروژه هم زمان که اسکورسیزی و رابرت دنیرو فیلم موزیکال جاه‌طلبانه و در عین حال آشفته نیویورک (۱۹۷۷) را می‌ساختند به تعویق افتاد و سپس که مصرف مواد اسکورسیزی تبدیل به بحران شد بیشتر به تعویق افتاد. دنیرو و دوستش را در بیمارستان ملاقات کرد. کتاب را روی تختش انداخت و گفت: فکر می‌کنم باید این را بسازیم. و ساختن گاو خشمگین با فیلم‌نامه ای که بیشتر ماردیک مارتین به آن شکل داد تبدیل به درمان و تولد دوباره اسکورسیزی فیلم‌ساز شد.

فیلم برای دنیرو و تلما اسکونمیکر تدوینگر اسکار را به همراه داشت و کاندید بهترین فیلم – کارگردان – فیلمبرداری – صدا و هنرپیشه مرد و هنرپیشه زن شد.

برای اسکورسیزی زندگی لاموتا تصویری از یک مضمون مشابه است که همیشه در کارهای او ظاهر می‌شده ناتوانی شخصیتهای او در اعتماد و ارتباط با زنها. موتوری که شخصیت لاموتا را در فیلم به حرکت در می آورد مشت زنی نیست بلکه یک حسادت دائم و یک ترس دائمی به همسرش ویکی است.


جالب است بدانید که:

  • برای به رخ کشیدن استیصال و آب رفتن جایگاه حرفه‌ای و اجتماعی لاموتا اسکورسیزی صحنه‌های آخرین مسابقه بوکس‌اش را در یک رینگ بزرگتر فیلمبرداری کرد.
  • از شکلات به عنوان خون استفاده شد: در فیلم سیاه و سفید بهتر خودش را نشان می دهد.
  • تهیه کننده به اسکورسیزی و دونیرو گفت که لاموتا یک سوسک بیشتر نیست و فیلمنامه را رد کرد. دونیرو و اسکورسیزی خودشان در فیلمنامه اصلاحاتی به وجود آوردند که انسانی‌تر جلوه کند.
  • اسکورسیزی در این فیلم از اسفنج‌های پنهان در دستکشها و لوله های نازک در موی مشت زن برای جاری شدن و پاشیدن عرق و خون استفاده کرد. یک دلیل فیلم برداری سیاه و سفید، عدم تمایل اسکورسیزی در نشان دادن آن همه خون در فیلم رنگی بود.

مشاهده کلیپ

پیشنهاد فیلم به مناسبت درگذشت جیک لاموتا: گاو خشمگین


شاید این خبر را خوانده باشید که جیک لاموتا، شب گذشته در ۹۵ سالگی درگذشت.

جیاکوب لاموتا معروف به جیک لاموتا، متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۲۲، بوکسور سابق ایتالیایی‌تبار آمریکایی بود که قهرمان دسته میان‌وزن (۷۲٬۶۴ کیلو) بوکس حرفه‌ای از ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ بود.

وی در سال ۱۹۲۲ در خانواده‌ای ایتالیایی-آمریکایی در محله فقیرنشین برانکس در نیویورک متولد شد و از کودکی پدرش او را مجبور به جنگ با کودکان دیگران برای سرگرم شدن اهالی محله و دریافت پول برای پرداخت اجاره منزل خود می‌کرد.

رابرت دنیرو در فیلم گاو خشمگین اثر مارتین اسکورسیزی زندگی او را به تصویر کشیده است.

استقامت و خشونت او در رینگ لقب گاو برانکس یا گاو خشمگین را برایش به ارمغان آورده بود. کمک‌دقتی او باعث می‌شد تا معمولا در ابتدای مسابقه چندین ضربه سنگین را از حریف دریافت کند و سپس خشم خود را متوجه حریف می‌کرد. رقبای لاموتا در ۱۰۶ مبارزه حرفه‌ای او هیچگاه نتوانستند او را ناک اوت کنند.

او از سال ۱۹۴۱ وارد دنیای بوکس حرفه‌ای شد. در سال ۱۹۴۳ اولین شکست رای رابینسون را رقم زد که تا آن زمان رکورد ۴۰ برد و بدون باخت داشت. البته آن‌ها ۶ مسابقه با هم دادند که پنج مسابقه دیگر را رابینسون برنده شد. در ۱۹۴۹ با شکست مارسل سردان قهرمان دسته میان‌وزن شد و دو بار از عنوان خود دفاع کرد تا این‌که در ۱۹۵۱ مغلوب رای رابینسون شد. او در ۱۹۵۴ با ۸۹ پیروزی (۳۰ ناک اوت)، ۱۹ باخت و ۴ تساوی از ورزش حرفه‌ای خداحافظی کرد.

توانایی مثال‌زدنی در تحمل ضربات سنگین حریفان، بی‌رحمی و خشونت در هنگام مسابقه، مبارزه از فاصله نزدیک و فیزیک بدنی لاغر اما عضلانی از ویژگی‌های این بوکسور ۱۷۳ سانتی‌متری بود. جیک لاموتا پس از خروج از بوکس حرفه‌ای در تعدادی فیلم سینمایی هم بازی کرد و در تولید فیلم گاو خشمگین در مورد زندگی خود هم به عنوان مشاور مشارکت داشت.

فیلم گاو خشمگین، حکایت صعود و سقوط خود خواسته جیک لاموتا است که طبیعت خشن‌اش او را در دام خود گرفتار کرده بود. جیک به کمک برادرش -جویی- این فرصت را می‌یابد که قهرمان بوکس میان وزن جهان شود ولی مجبور می‌شود که به خاطر تبانی‌های پشت پرده بیازد. همین زندگی او را بر باد می‌دهد. به علاوه به خاطر حسادت نامعقول‌اش نسبت به ریکی -همسر موبور اهل برانکس‌اش- بیشتر لطمه می‌خورد.

دیوهای درون لاموتا و ناتوانی‌اش در معقولانه فکر یا قضاوت کردن او را به حاشیه می‌راند و غرایز خشم‌اش را چنان به رخ می‌کشد که در نهایت همین‌ها به قیمت از دست دادن همسر، عنوان قهرمانی، برادر و آزادی‌اش تمام می‌شود.

فیلم ۱۹۸۰ مارتین اسکورسیزی در سه نظرسنجی به عنوان بهترین فیلم دهه رای آورد، ولی اسکورسیزی هنگامی که در حال ساخت آن بود به طور جدی به این فکر می‌کرد که ایا این فیلم اکران خواهد شد یا خیر.

اسکورسیزی و رابرت دنیرو خودشان زندگینامه جیک لاموتا را خواندند. آنها از پل شرایدر که راننده تاکسی (۱۹۷۶) را نوشت خواستند تا فیلم نامه را بنویسد. پروژه هم زمان که اسکورسیزی و رابرت دنیرو فیلم موزیکال جاه‌طلبانه و در عین حال آشفته نیویورک (۱۹۷۷) را می‌ساختند به تعویق افتاد و سپس که مصرف مواد اسکورسیزی تبدیل به بحران شد بیشتر به تعویق افتاد. دنیرو و دوستش را در بیمارستان ملاقات کرد. کتاب را روی تختش انداخت و گفت: فکر می‌کنم باید این را بسازیم. و ساختن گاو خشمگین با فیلم‌نامه ای که بیشتر ماردیک مارتین به آن شکل داد تبدیل به درمان و تولد دوباره اسکورسیزی فیلم‌ساز شد.

فیلم برای دنیرو و تلما اسکونمیکر تدوینگر اسکار را به همراه داشت و کاندید بهترین فیلم – کارگردان – فیلمبرداری – صدا و هنرپیشه مرد و هنرپیشه زن شد.

برای اسکورسیزی زندگی لاموتا تصویری از یک مضمون مشابه است که همیشه در کارهای او ظاهر می‌شده ناتوانی شخصیتهای او در اعتماد و ارتباط با زنها. موتوری که شخصیت لاموتا را در فیلم به حرکت در می آورد مشت زنی نیست بلکه یک حسادت دائم و یک ترس دائمی به همسرش ویکی است.


جالب است بدانید که:

  • برای به رخ کشیدن استیصال و آب رفتن جایگاه حرفه‌ای و اجتماعی لاموتا اسکورسیزی صحنه‌های آخرین مسابقه بوکس‌اش را در یک رینگ بزرگتر فیلمبرداری کرد.
  • از شکلات به عنوان خون استفاده شد: در فیلم سیاه و سفید بهتر خودش را نشان می دهد.
  • تهیه کننده به اسکورسیزی و دونیرو گفت که لاموتا یک سوسک بیشتر نیست و فیلمنامه را رد کرد. دونیرو و اسکورسیزی خودشان در فیلمنامه اصلاحاتی به وجود آوردند که انسانی‌تر جلوه کند.
  • اسکورسیزی در این فیلم از اسفنج‌های پنهان در دستکشها و لوله های نازک در موی مشت زن برای جاری شدن و پاشیدن عرق و خون استفاده کرد. یک دلیل فیلم برداری سیاه و سفید، عدم تمایل اسکورسیزی در نشان دادن آن همه خون در فیلم رنگی بود.

مشاهده کلیپ

پیشنهاد فیلم به مناسبت درگذشت جیک لاموتا: گاو خشمگین


شاید این خبر را خوانده باشید که جیک لاموتا، شب گذشته در ۹۵ سالگی درگذشت.

جیاکوب لاموتا معروف به جیک لاموتا، متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۲۲، بوکسور سابق ایتالیایی‌تبار آمریکایی بود که قهرمان دسته میان‌وزن (۷۲٬۶۴ کیلو) بوکس حرفه‌ای از ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ بود.

وی در سال ۱۹۲۲ در خانواده‌ای ایتالیایی-آمریکایی در محله فقیرنشین برانکس در نیویورک متولد شد و از کودکی پدرش او را مجبور به جنگ با کودکان دیگران برای سرگرم شدن اهالی محله و دریافت پول برای پرداخت اجاره منزل خود می‌کرد.

رابرت دنیرو در فیلم گاو خشمگین اثر مارتین اسکورسیزی زندگی او را به تصویر کشیده است.

استقامت و خشونت او در رینگ لقب گاو برانکس یا گاو خشمگین را برایش به ارمغان آورده بود. کمک‌دقتی او باعث می‌شد تا معمولا در ابتدای مسابقه چندین ضربه سنگین را از حریف دریافت کند و سپس خشم خود را متوجه حریف می‌کرد. رقبای لاموتا در ۱۰۶ مبارزه حرفه‌ای او هیچگاه نتوانستند او را ناک اوت کنند.

او از سال ۱۹۴۱ وارد دنیای بوکس حرفه‌ای شد. در سال ۱۹۴۳ اولین شکست رای رابینسون را رقم زد که تا آن زمان رکورد ۴۰ برد و بدون باخت داشت. البته آن‌ها ۶ مسابقه با هم دادند که پنج مسابقه دیگر را رابینسون برنده شد. در ۱۹۴۹ با شکست مارسل سردان قهرمان دسته میان‌وزن شد و دو بار از عنوان خود دفاع کرد تا این‌که در ۱۹۵۱ مغلوب رای رابینسون شد. او در ۱۹۵۴ با ۸۹ پیروزی (۳۰ ناک اوت)، ۱۹ باخت و ۴ تساوی از ورزش حرفه‌ای خداحافظی کرد.

توانایی مثال‌زدنی در تحمل ضربات سنگین حریفان، بی‌رحمی و خشونت در هنگام مسابقه، مبارزه از فاصله نزدیک و فیزیک بدنی لاغر اما عضلانی از ویژگی‌های این بوکسور ۱۷۳ سانتی‌متری بود. جیک لاموتا پس از خروج از بوکس حرفه‌ای در تعدادی فیلم سینمایی هم بازی کرد و در تولید فیلم گاو خشمگین در مورد زندگی خود هم به عنوان مشاور مشارکت داشت.

فیلم گاو خشمگین، حکایت صعود و سقوط خود خواسته جیک لاموتا است که طبیعت خشن‌اش او را در دام خود گرفتار کرده بود. جیک به کمک برادرش -جویی- این فرصت را می‌یابد که قهرمان بوکس میان وزن جهان شود ولی مجبور می‌شود که به خاطر تبانی‌های پشت پرده بیازد. همین زندگی او را بر باد می‌دهد. به علاوه به خاطر حسادت نامعقول‌اش نسبت به ریکی -همسر موبور اهل برانکس‌اش- بیشتر لطمه می‌خورد.

دیوهای درون لاموتا و ناتوانی‌اش در معقولانه فکر یا قضاوت کردن او را به حاشیه می‌راند و غرایز خشم‌اش را چنان به رخ می‌کشد که در نهایت همین‌ها به قیمت از دست دادن همسر، عنوان قهرمانی، برادر و آزادی‌اش تمام می‌شود.

فیلم ۱۹۸۰ مارتین اسکورسیزی در سه نظرسنجی به عنوان بهترین فیلم دهه رای آورد، ولی اسکورسیزی هنگامی که در حال ساخت آن بود به طور جدی به این فکر می‌کرد که ایا این فیلم اکران خواهد شد یا خیر.

اسکورسیزی و رابرت دنیرو خودشان زندگینامه جیک لاموتا را خواندند. آنها از پل شرایدر که راننده تاکسی (۱۹۷۶) را نوشت خواستند تا فیلم نامه را بنویسد. پروژه هم زمان که اسکورسیزی و رابرت دنیرو فیلم موزیکال جاه‌طلبانه و در عین حال آشفته نیویورک (۱۹۷۷) را می‌ساختند به تعویق افتاد و سپس که مصرف مواد اسکورسیزی تبدیل به بحران شد بیشتر به تعویق افتاد. دنیرو و دوستش را در بیمارستان ملاقات کرد. کتاب را روی تختش انداخت و گفت: فکر می‌کنم باید این را بسازیم. و ساختن گاو خشمگین با فیلم‌نامه ای که بیشتر ماردیک مارتین به آن شکل داد تبدیل به درمان و تولد دوباره اسکورسیزی فیلم‌ساز شد.

فیلم برای دنیرو و تلما اسکونمیکر تدوینگر اسکار را به همراه داشت و کاندید بهترین فیلم – کارگردان – فیلمبرداری – صدا و هنرپیشه مرد و هنرپیشه زن شد.

برای اسکورسیزی زندگی لاموتا تصویری از یک مضمون مشابه است که همیشه در کارهای او ظاهر می‌شده ناتوانی شخصیتهای او در اعتماد و ارتباط با زنها. موتوری که شخصیت لاموتا را در فیلم به حرکت در می آورد مشت زنی نیست بلکه یک حسادت دائم و یک ترس دائمی به همسرش ویکی است.


جالب است بدانید که:

  • برای به رخ کشیدن استیصال و آب رفتن جایگاه حرفه‌ای و اجتماعی لاموتا اسکورسیزی صحنه‌های آخرین مسابقه بوکس‌اش را در یک رینگ بزرگتر فیلمبرداری کرد.
  • از شکلات به عنوان خون استفاده شد: در فیلم سیاه و سفید بهتر خودش را نشان می دهد.
  • تهیه کننده به اسکورسیزی و دونیرو گفت که لاموتا یک سوسک بیشتر نیست و فیلمنامه را رد کرد. دونیرو و اسکورسیزی خودشان در فیلمنامه اصلاحاتی به وجود آوردند که انسانی‌تر جلوه کند.
  • اسکورسیزی در این فیلم از اسفنج‌های پنهان در دستکشها و لوله های نازک در موی مشت زن برای جاری شدن و پاشیدن عرق و خون استفاده کرد. یک دلیل فیلم برداری سیاه و سفید، عدم تمایل اسکورسیزی در نشان دادن آن همه خون در فیلم رنگی بود.

مشاهده کلیپ

پیشنهاد فیلم به مناسبت درگذشت جیک لاموتا: گاو خشمگین


شاید این خبر را خوانده باشید که جیک لاموتا، شب گذشته در ۹۵ سالگی درگذشت.

جیاکوب لاموتا معروف به جیک لاموتا، متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۲۲، بوکسور سابق ایتالیایی‌تبار آمریکایی بود که قهرمان دسته میان‌وزن (۷۲٬۶۴ کیلو) بوکس حرفه‌ای از ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ بود.

وی در سال ۱۹۲۲ در خانواده‌ای ایتالیایی-آمریکایی در محله فقیرنشین برانکس در نیویورک متولد شد و از کودکی پدرش او را مجبور به جنگ با کودکان دیگران برای سرگرم شدن اهالی محله و دریافت پول برای پرداخت اجاره منزل خود می‌کرد.

رابرت دنیرو در فیلم گاو خشمگین اثر مارتین اسکورسیزی زندگی او را به تصویر کشیده است.

استقامت و خشونت او در رینگ لقب گاو برانکس یا گاو خشمگین را برایش به ارمغان آورده بود. کمک‌دقتی او باعث می‌شد تا معمولا در ابتدای مسابقه چندین ضربه سنگین را از حریف دریافت کند و سپس خشم خود را متوجه حریف می‌کرد. رقبای لاموتا در ۱۰۶ مبارزه حرفه‌ای او هیچگاه نتوانستند او را ناک اوت کنند.

او از سال ۱۹۴۱ وارد دنیای بوکس حرفه‌ای شد. در سال ۱۹۴۳ اولین شکست رای رابینسون را رقم زد که تا آن زمان رکورد ۴۰ برد و بدون باخت داشت. البته آن‌ها ۶ مسابقه با هم دادند که پنج مسابقه دیگر را رابینسون برنده شد. در ۱۹۴۹ با شکست مارسل سردان قهرمان دسته میان‌وزن شد و دو بار از عنوان خود دفاع کرد تا این‌که در ۱۹۵۱ مغلوب رای رابینسون شد. او در ۱۹۵۴ با ۸۹ پیروزی (۳۰ ناک اوت)، ۱۹ باخت و ۴ تساوی از ورزش حرفه‌ای خداحافظی کرد.

توانایی مثال‌زدنی در تحمل ضربات سنگین حریفان، بی‌رحمی و خشونت در هنگام مسابقه، مبارزه از فاصله نزدیک و فیزیک بدنی لاغر اما عضلانی از ویژگی‌های این بوکسور ۱۷۳ سانتی‌متری بود. جیک لاموتا پس از خروج از بوکس حرفه‌ای در تعدادی فیلم سینمایی هم بازی کرد و در تولید فیلم گاو خشمگین در مورد زندگی خود هم به عنوان مشاور مشارکت داشت.

فیلم گاو خشمگین، حکایت صعود و سقوط خود خواسته جیک لاموتا است که طبیعت خشن‌اش او را در دام خود گرفتار کرده بود. جیک به کمک برادرش -جویی- این فرصت را می‌یابد که قهرمان بوکس میان وزن جهان شود ولی مجبور می‌شود که به خاطر تبانی‌های پشت پرده بیازد. همین زندگی او را بر باد می‌دهد. به علاوه به خاطر حسادت نامعقول‌اش نسبت به ریکی -همسر موبور اهل برانکس‌اش- بیشتر لطمه می‌خورد.

دیوهای درون لاموتا و ناتوانی‌اش در معقولانه فکر یا قضاوت کردن او را به حاشیه می‌راند و غرایز خشم‌اش را چنان به رخ می‌کشد که در نهایت همین‌ها به قیمت از دست دادن همسر، عنوان قهرمانی، برادر و آزادی‌اش تمام می‌شود.

فیلم ۱۹۸۰ مارتین اسکورسیزی در سه نظرسنجی به عنوان بهترین فیلم دهه رای آورد، ولی اسکورسیزی هنگامی که در حال ساخت آن بود به طور جدی به این فکر می‌کرد که ایا این فیلم اکران خواهد شد یا خیر.

اسکورسیزی و رابرت دنیرو خودشان زندگینامه جیک لاموتا را خواندند. آنها از پل شرایدر که راننده تاکسی (۱۹۷۶) را نوشت خواستند تا فیلم نامه را بنویسد. پروژه هم زمان که اسکورسیزی و رابرت دنیرو فیلم موزیکال جاه‌طلبانه و در عین حال آشفته نیویورک (۱۹۷۷) را می‌ساختند به تعویق افتاد و سپس که مصرف مواد اسکورسیزی تبدیل به بحران شد بیشتر به تعویق افتاد. دنیرو و دوستش را در بیمارستان ملاقات کرد. کتاب را روی تختش انداخت و گفت: فکر می‌کنم باید این را بسازیم. و ساختن گاو خشمگین با فیلم‌نامه ای که بیشتر ماردیک مارتین به آن شکل داد تبدیل به درمان و تولد دوباره اسکورسیزی فیلم‌ساز شد.

فیلم برای دنیرو و تلما اسکونمیکر تدوینگر اسکار را به همراه داشت و کاندید بهترین فیلم – کارگردان – فیلمبرداری – صدا و هنرپیشه مرد و هنرپیشه زن شد.

برای اسکورسیزی زندگی لاموتا تصویری از یک مضمون مشابه است که همیشه در کارهای او ظاهر می‌شده ناتوانی شخصیتهای او در اعتماد و ارتباط با زنها. موتوری که شخصیت لاموتا را در فیلم به حرکت در می آورد مشت زنی نیست بلکه یک حسادت دائم و یک ترس دائمی به همسرش ویکی است.


جالب است بدانید که:

  • برای به رخ کشیدن استیصال و آب رفتن جایگاه حرفه‌ای و اجتماعی لاموتا اسکورسیزی صحنه‌های آخرین مسابقه بوکس‌اش را در یک رینگ بزرگتر فیلمبرداری کرد.
  • از شکلات به عنوان خون استفاده شد: در فیلم سیاه و سفید بهتر خودش را نشان می دهد.
  • تهیه کننده به اسکورسیزی و دونیرو گفت که لاموتا یک سوسک بیشتر نیست و فیلمنامه را رد کرد. دونیرو و اسکورسیزی خودشان در فیلمنامه اصلاحاتی به وجود آوردند که انسانی‌تر جلوه کند.
  • اسکورسیزی در این فیلم از اسفنج‌های پنهان در دستکشها و لوله های نازک در موی مشت زن برای جاری شدن و پاشیدن عرق و خون استفاده کرد. یک دلیل فیلم برداری سیاه و سفید، عدم تمایل اسکورسیزی در نشان دادن آن همه خون در فیلم رنگی بود.

مشاهده کلیپ

تبلیغ فصل جدید سریال «داستان ترسناک آمریکایی» باعث شده که خیلی‌ها دچار حملات هراس بشوند – ترس از سوراخ!


در مورد فصل جدید سریال «داستان ترسناک آمریکایی» پیش از این پست مشروحی نوشته بودیم.

حالا این سریال، دارای یک حاشیه ناخواسته و جالب شده است.

در قسمت اول این سریال دیدیم که کاراکتر سارا پالسون، دچرا هراس بیمارگونه یا فوبی از دیدن چیزهای دارای سوراخ‌های کوچک فراوان است. دیدیم که او نخستین بار در مطب روانپزشکش وقتی به یک اسفنج دریایی نگاه کرد، دچار یک حمله هراس شد و بعد این فوبی به دفعات برایش تکرار شد.

جالب است بدانید که تبلیغ و پوستر فصل جدید سریال، باعث شده که اشخاصی دچار همین حملات هراس یا پانیک بشوند.

به این اختلال هراس، فوبی ترایپوفوبیا Trypophobia گفته می‌شود. برآورد می‌شود که ۱۵ درصد مردم درجات مختلف این فوبی را داشته باشند.

در توییتر اگر جستجو کنید، توییت‌های متعددی از کاربران را می‌بینید که گفته‌اند بعد از  دیدن تبلیغ یا سریال دچار این فوبی شده‌اند.

در ترایپوفوبیا، فرد با دیدن سوراخ دچار هراس می‌شود. افرادی که از ترایپوفوبیا رنج می‌برند، با مشاهده حباب‌های صابون، شکلات‌های تو خالی و یا هر چیز سوراخ‌دار دچار میگرن، حملات عصبی، عرق شدید و تپش قلب می‌شوند.

بر اساس یافته‌های یک مطالعه جدید، ممکن است این ترس به علت تشابه بصری سوراخ‌ها با حیوانات سمی به افراد منتقل شود. به گفته جف کول، روانشناس دانشگاه اسکس انگلستان، که خود از ترایپوفوبیا رنج می‌برد، این بیماری به عنوان یکی از عجیب و غریب‌ترین وضعیت‌های بالینی شناخته می‌شود.

افراد بسیاری از مشکلات خود در اینترنت گلایه کرده‌اند؛ با این حال، مطالعات چندانی در رابطه با این پدیده انجام نشده است.

یکی از بیماران ترس خود را اینطور توصیف کرده است: ”واقعا نمی‌توانم به سوراخ‌های کوچک و نامنظم نگاه کنم؛ با دیدن آنها احساس می‌کنم که در دهانم بالا می‌آورم، کمی گریه می‌کنم و بعد تمام بدنم می‌لرزد. “

تیم تحقیقاتی کول به دنبال آن بود که یک ارتباط بصری میان اشیاء منسوب به ترایپوفوبیا پیدا کند. از این رو، تصویر ۷۶ شی منسوب به ترایپوفوبیا را به همراه تصویر ۷۶ سوراخ غیر مرتبط با آن بر روی یک وب‌سایت قرار داده شد.

تصاویر که ترایپوفوبیا ایجاد می‌کردند در مقایسه با سایر تصاویر از کنتراست بالاتر و مختصات فضایی تکرارشونده برخوردار بودند. ساختار بصری آنها مشابه تصاویر راه‌راه بود که گاهی اوقات باعث تحریک میگرن می‌شوند. حتی کسانی که از ترایپوفوبیا رنج نمی‌بردند نیز احساس خوبی نسبت به تصاویر منسوب به آن نداشتند.


مشاهده کلیپ

رپورتاژ: مرکز تخصصی لیپوماتیک تهران


تزریق چربی

تزریق چربی که از شایع ترین روش ها برای پر کردن گودی صورت، برجسته کردن گونه ها، درمان جای جوش، پرکردن گودی چشم، جوان سازی، بزرگ کردن لب ها، پرکردن خطوط صورت مانند خط خنده، حجیم کردن سینه ها، ناحیه پشت دست و … می باشد.در واقع تزرق چربی ، پیوند چربی تزریق از برخی نقاط بدن که چربی در آن سفت تراست ، مانند باسن و شکم، و تزریق آن به صورت است. نتایج این روش دایمی است. عمل تزریق چربی به لایه های عمقی بافت صورت، ظاهر لاغر و استخوانی صورت (و بدن) را که اغلب در اثر افزایش سن ایجاد می شود از بین می برد.

تزریق چربی به صورت

چین و چروک‌هایی که در اثر گذر زمان روی صورت ایجاد می‌شوند، همیشه نگران کننده هستند. به علاوه ممکن است در صورت فرو رفتگی‌هایی نیز ایجاد شود که موجب کاهش زیبایی می‌گردند. برای رفع این مشکلات متخصصان این حوزه راه‌هایی را به افراد پیشنهاد می‌دهند که یکی از این شیوه‌ها که نتایج خوبی هم تا به حال داشته است، تزریق چربی به صورت است.

به طور معمول، نتایج تزریق چربی به صورت بلافاصله پس از تزریق مشاهده می‌شود که می‌تواند برای چند ماه، چند سال یا برای تمام عمر ماندگار باشد.

تزریق چربی به زیر چشم

گودی و سیاهی زیر چشم در بیشتر موارد با بالا رفتن سن دیده می‌شود. گاهی هم این عارضه به علت از دست دادن چربی اطراف چشم همراه با افتادگی گونه‌ها ایجاد می‌شود. موارد مادرزادی هم در افراد جوان دیده شده است. قرار گرفتن در معرض نور خورشید هم ممکن است به تیرگی زیر چشم منجر شود.

مراحل تزریق چربی به زیر چشم

آماده سازی استریل سلول‌های چربی و استفاده از تکنیک‌های صحیح تزریق در زنده ماندن سلول‌های چربی و در نتیجه باقی ماندن آثار تزریق برای مدت طولانی مؤثر است. عمل تزریق چربی به زیر چشم، ۵۰ تا ۷۰ درصد موفقیت آمیز خواهد بود. این عمل به خوبی می‌تواند گودی و سیاهی زیر چشم را درمان کند.

تزریق چربی به واژن

تزریق چربی در قسمت‌های مختلف قابل انجام است و یکی از اندام‌هایی که برای جوانسازی آن تزریق چربی پیشنهاد می‌شود واژن است. با این کار افراد پا به سن گذاشته می‌توانند واژن جوان و برجسته تری داشته باشند که شاید در بهبود روابط زناشویی تأثیر داشته باشد. تزریق چربی در واقع برداشتن چربی از قسمت‌هایی از بدن و انتقال آن به قسمت مورد نظر است و چربی باید در این روش از اندامی که چربی‌های مناسب و مقدار لازم را دارند استفاده شود. به دلیل حساسیت اندام واژن بهتر است برای تزریق چربی به این ناحیه به مراکزی مراجعه شود که این کار توسط افراد متخصص انجام می‌شود. تزریق چربی به واژن در سنین بالا انجام می‌شود، زیرا بالا رفتن سن موجب می‌شود که این عضو چربی خود را از دست بدهد و ناحیه لب‌های بیرونی فاقد چربی شوند. جوانسازی واژن بعد از زایمان یا بعد از کاهش وزن‌های شدید نیز انجام می‌شود


مشاهده کلیپ

گزارش اختصاصی یکی از خواننده‌های خوب «یک پزشک» از معبد نمادین کتاب‌های ممنوعه در آلمان


یکی از خواننده‌های خوب «یک پزشک» به نام خانم نازلی تورینی لطف کرده‌اند و گزارشی از معبد کتاب‌های ممنوعه آلمان برای من ارسال کرده‌اند.

در «یک پزشک» پیشتر خبر برپایی این معبد نمادین را بازتاب داده بودیم و نیز رشته پست‌هایی در مورد ماجرای کتاب‌سوزان در زمان نازی‌ها برایتان نوشته بودم.


ازادی را نفس بکش

من بلد نیستم بنویسم؛ ولی این دفعه خودم را مجبور به نوشتن گزارش برای شما کردم.

من سال‌هاست خواننده پر و پا قرص یک پزشک هستم. مدتی پیش پست “معبدی ساخته شده از ۱۰۰ هزار کتاب ممنوعه در محل تاریخی سوزانده شدن کتاب ها توسط نازی ها” نظرم را جلب کرد. با توجه به اینکه چهار ساله که آلمان زندگی می کنم، و یک پزشک معمولا داستانهای جالبی در رابطه با تاریخ المان مینویسه، با دقت این پست را خواندم.

امروز, ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۷، فرصت پیدا کردم تا به این معبد که در کسل هست (اخرین روز Documenta 14) بروم. شهر پر بود از المان‌های مختلف مربوط به Documenta 14. دیدن اولین نمایشگاه مربوطه همراه با موسیقی ایرانی توسط یه هنرمند خیابانی بود که بسیار دلنشین بود. ولی هدف اصلی من، دیدن این معبد بود!

بالاخره به معبد رسیدم. ستون های معبد وجود داشتند، ولی تنها یک تکه از کل ساختمون کتاب داشت و در سمت خروجی معبد، ادمها با تعداد زیادی کتاب از معبد خارج می شدند!

در سمت ورودی تعداد بیشماری از بازدیدکنندگان در انتظار ورود به معبد بودند. در سایت مربوط به مجموعه خوانده بودم که در هفته ی اخر نمایشگاه، کتابها به مردم اهدا می شود، ولی من انتظار چنین جمعیت را نداشتم. من هم در صف به انتظار ورود به مجموعه ایستادم. احساس جالبی بود، حس دوباره گرفتن ازادی. اهدای این کتابها سمبل ازاد کردن این کتاب ها بود.

بالاخره وارد مجموعه شدم.هرکسی اجازه داشت سه عدد کتاب بردارد. خانمی در کنار من با افتخار گفت: من همه ی این کتاب ها را دارم و خوانده ام. هر کتاب در بسته پلاستیکی بود تا باران و باد ان را از بین نبرد.

خارج از درب ورودی، برای احترام به محیط زیست، سطل اشغال هایی برای پلاستیک های کتاب گذاشته بودند. غرق در این تجربه جالب بودم، تا صدای دست زدن مردم را شنیدم.

آخرین گروه از کتاب ها در حال ازاد شدن بودند. یک نفر سوار بر جرثقیل به این اتفاق هیچان می‌داد. هر کتاب که آزاد می‌شد، جمعیت دست و سوت می زدند. در ۱۰ کتاب آخر، جمعیت علاوه بر دست و سوت به شمارش معکوس شروع کردند و مرد جرثقیل سوار با بوق زدن همراهی می کرد. احساس جالبی بود.

من دوباره و دوباره از یک پزشک بابت اطلاعات خوب تشکر می کنم.

نازلی تورینی


مشاهده کلیپ

لوگوی مناسبتی گوگل برای ساموئل جانسون- سرگذشت خواندنی و شگفت‌انگیز او +به این بهانه یادی از دکتر دهخدا


امروز تصادفی متوجه شدم که گوگل لوگوی مناسبتی خود را به ساموئل جانسون اختصاص داده است. شخصی که شاخص‌ترین کار او تألیف و تنظیم فرهنگ لغات انگلیسی بود. او این کار را از سال ۱۷۴۶ شروع کرد و در سال ۱۷۵۵ به پایان برد.

لوگوی مناسبتی گوگل برای او بسیار زیباست و نشان از قدرشناسی فرنگی‌ها نسبت به میراث فرهنگی خود و کوشندگان این عرصه دارد.

در آن سوی عالم، البته اگر فرهنگهای کوتاه و اختصاصی فارسی صرف‌نظر کنیم، تلاش برای فرهنگ‌نامه‌نویسی مدرن تنها از حدود ۱۰۰ سال پیش شروع شد. فرهنگ‌های قدیمی‌تر غالباً بر اساس حرف آخر لغات و برای استفاده شاعران تنظیم شده بودند که بتوانند لغات را در قافیه به کار ببرند.

تصور کنید که بدون کامپیوتر، بدون حمایت‌های مالی و انسانی قابل توجه نخستین کسانی که در راه تنظیم لغت‌نامه‌ها گام آغازین را برمی‌داشتند، باید چه جد و جهد عظمی می‌کردند تا بتوانند بقیه و مقامات تصمیم‌گیر را به حمایت و پشتیبانی از حرکت سترگ خود وادار کنند.

هم داستان زندگی ساموئل جانسون و هم قصه استاد دهخدا از این نظر خواندنی هستند.

ابتدا داستان زندگی ساموئل جانسون:

بعد از ویلیام شكسپیر، ساموئل جانسون شاید بزرگ‌ترین نویسنده انگلیسی زبان باشد.

ساموئل جانسون در سال ۱۷۰۹ در استافورد شایر انگلستان به دنیا آمد. پدرش مایكل جانسون، كتابفروش بود. ساموئل از كودكی نزد پرستار زندگی می‌كرد زیرا مادرش شیر كافی برای تغذیهٔ او نداشت. او از این پرستار نوعی از بیماری سل به نام Scrofula گرفت كه باعث تورم غدد لنفاوی وی شد و در قوای بینایی و شنوایی او تأثیر گذارد به همین عل‍ّت گوش چپ او ناشنوا و چشم چپش تقریبا‌ً نابینا شد. همچنین این بیماری باعث تغییر شكل صورت و آبله‌رویی او گردید.

این ناتوانیها جانسون جوان را برانگیخت تا انسانی كاملا‌ً مستقل شود و دلسوزی و همدردی هیچ‌كس را نپذیرد. در كودكی همیشه یكی از خدمتكاران در مسیر مدرسه به خانه و بالعكس او را همراهی می‌كرد. روزی یكی از خدمتكاران به موقع نرسید و ساموئل كوچك تصمیم گرفت به تنهایی به خانه بازگردد. در مسیر به داخل چالهٔ آبی افتاد و زمانی كه معلمش، كه در پی او بود به طرفش دوید تا كمكش كند، عصبانی شد و او را از خود راند.

پسر عمویش كه قهرمان مشت‌زنی بود، بیشترین تأثیر را در نوع تفكر او گذاشت. او بود كه جانسون را به جنگیدن در برابر مشكلات زندگی‌اش برمی‌انگیخت تا جایی كه، روزی چهار سارق به او حمله كردند و او به تنهایی توانست با آنها در افتد و مبارزه كند تا پلیس از راه رسید و آنها را دستگیر كرد.

در دسترس بودن كتابهای كتابفروشی پدرش و طبع كنجكاو و دانشجوی او باعث شدند از همان سنین كودكی دانش فراوانی در زمینه‌های مختلف كسب كند. وقتی ۸ ساله بود از رفتن به كلیسا سر باز زد و مذهب را به كل‍ّ‍ی رها كرد، اما چند سال بعد به این نتیجه رسید كه اشتباه كرده است و چنین تصمیمی نیاز به مطالعه بیشتر دارد و دچار این عذاب وجدان شد كه چرا بدون تحقیق و مطالعه تصمیم گرفته است.

او چنین نتیجه گرفت كه چیزی به‌عنوان قانون اخلاق و وجودی به‌عنوان قانون‌گذار آن باید وجود داشته باشند، وگرنه احساس گناه و عذاب وجدان معنایی ندارد. در جوانی علاقه فراوانی به بحث و مناظره داشت و گه‌گاه در طول بحث از طرف مخالف طرفداری می‌كرد زیرا به نظر او بیشتر تفكربرانگیز بود.

در اكتبر سال ۱۷۲۸ در ۱۹ سالگی به كالج پمبروک آكسفورد رفت. مادرش شهریه و هزینه زندگی یك سال را در آكسفورد به او پرداخت ولی پس از آن ساموئل هیچ كمك مالی دیگری دریافت نكرد و به همین دلیل پس از یك سال از آكسفورد اخراج شد.

در طول تحصیل در آكسفورد، ساموئل با آثار «برنارد ماندویل» مانند افسانهٔ خرس‌ها و كاوشی در اصل فضیلت اخلاقی آشنا شد. ماندویل در این آثار به بررسی فضایل اخلاقی می‌پردازد و می‌گوید فضایل می‌تواند به نوعی تغییر ‌شكل‌یافتهٔ رذایل باشند. این آثار تأثیر عمیقی بر جانسون گذاشت و باعث شد كه او همیشه نسبت به رذیلت و گناه در طول دوران زندگی‌اش نگران باشد.

تأثیر ماندگارتر را جانسون از كتاب «ویلیام لو» یعنی مباحث اصولی دینداری و زندگی پرهیزگارانه گرفت. خود او در این باره می‌گوید: «ابتدا فكر می‌كردم با یك كتاب از مد افتاده روبه‌رو می‌شوم كه شاید موجب خنده‌ام شود. اما لو واقعاً بر من تسلط پیدا كرد و این اولین فرصت من برای تفكر جد‌ّی دربارهٔ مذهب بود.»

پس از اخراج از آكسفورد، جانسون به شدت فقیر شد. به‌طوری‌كه فقط یك جفت كفش داشت كه انگشتانش از آن بیرون زده بود. شبی یكی از همكلاس‌یهایش یك جفت كفش را پشت در خانه او گذاشت. ولی وقتی صبح جانسون آنها را پیدا كرد، غرورش جریحه‌دار شد و آنها را دور انداخت. در این دوره او اولین شعر كوتاه خود به نام «نویسنده جوان» را نوشت. این شعر راجع به جوانی بود كه آرزوهای بزرگش تقریبا‌ً رو به نابودی می‌رفت. پیام این شعر چنین بود:

«به خود اجازه نده زیاده از حد امیدوار باشی، در این صورت كمتر ناامید می‌شوی.»

اخراج از آكسفورد و ناامیدی از به دست آوردن هر گونه فرصت تحصیلی برای شكوفایی استعدادهای نهفته او باعث شد كه جانسون به مدت دو سال به شدت دچار افسردگی شود. ناامیدی و بی‌انگیزگی در او به حدی رسید كه، خودش بعدها گفت، ساعتها به ساعت بزرگ شهر خیره می‌شدم و اگر كسی از من می‌پرسید ساعت چند است، جوابی نداشتم. او می‌ترسید به ورطهٔ جنون و حتی خودكشی برسد. تیك‌ها و تشنج‌های عصبی و انقباضات ماهیچه‌ای پیدا كرد كه تا پایان عمر او را رها نكردند.

در طول این دوران افسردگی، جانسون با خانوادهٔ پورتر آشنا شد. آقای پورتر یك تاجر بسیار موفق بود. او و خانواده‌اش از مصاحبت با جانسون بسیار لذت می‌بردند و هرگز به ظاهر و رفتار عجیب او اهمیتی نمی‌دادند. از نظر آنها او متفكرترین مردی بود كه تاكنون ملاقات كرده بودند.

معاشرت با این خانواده باعث شد جانسون دوباره اعتماد‌به‌نفس خود را به دست آورد و به‌تدریج از افسردگی شدیدش كاسته شود. پس از مرگ آقای پورتر رابطه او و الیزابت (همسر آقای پورتر كه جانسون او را تتی خطاب می‌كرد) نزدیک‌تر شد تا جایی كه در سال ۱۷۵۳ با هم ازدواج كردند.

تتی ۲۰ سال از ساموئل بزرگ‌تر بود و دارایی‌اش به ۶۰۰ پوند می‌رسید. این مقدار در آن زمان برای زندگی یك زوج مبلغ قابل قبولی بود. رابطه این زوج، رابطه‌ای عاشقانه و كاملا‌ً دوجانبه بود. تتی، ساموئل را برای آینده درخشانی كه احساس می‌كرد در انتظار اوست، دوست داشت و احساس ساموئل در واقع نوعی حق‌شناسی به زنی بود كه موقعیت و جایگاه اجتماعی او به جانسون اعتماد‌ به نفس می‌داد.

جانسون بلافاصله پس از ازدواج تصمیم به بازگشایی یك مدرسه به نام «ادیال هال» گرفت. دیوید گریک، صمیمی‌ترین دوست جانسون و بعدها بزرگ‌ترین بازیگر زمان خود، در این راه با او همكاری می‌كرد. اما مدرسه بعد از یک سال به‌ دلیل استقبال نشدن از طرف دانش‌آموزان، بسته شد. جانسون تقریباً تمام دارایی همسرش را در راه این مدرسه گذاشته بود با این امید كه سرمایهٔ او را چند برابر كند، اما در عوض تمام این سرمایه را از دست داد و پس از آن، آنها بی‌نهایت فقیر شدند.

جانسون و گریک تصمیم گرفتند به لندن بروند و بخت خود را در آنجا امتحان كنند. آنها در حالی به لندن رسیدند كه فقط سه و نیم پنی پول داشتند. در لندن جانسون شروع به نوشتن مقالات و گزارش‌های كوچكی برای ادوارد كیو، ناشر مجله «جنتلمن»، تنها مجله مدرن آن زمان، كرد. او كه فقط به بدست آوردن مقداری پول فكر می‌كرد، متوجه شد كه مد روز ادبیات آن زمان، تقلیدهای عوام‌پسندی از ساتیرهای هوراس می‌باشد. بنابراین او تصمیم گرفت تقلیدی از این نوع ساتیرها بنویسد.

نتیجهٔ این تصمیم شعری به نام «لندن» بود. این شعر موفقیت نسبتاً خوبی كسب كرد و در طول یک سال چهار بار تجدید چاپ شد. فروش این شعر وضع زندگی جانسون را كمی بهبود بخشید و او توانست اتاقی زیرشیروانی در مركز لندن اجاره كند. پس از مدتی تتی نیز به او پیوست اما او از اتاق زیر شیروانی وحشت داشت. به همین دلیل جانسون اتاقی در حومه لندن برای او اجاره كرد و خود مجبور شد در نزدیكی محل كارش در مركز لندن در وضع فوق‌العاده‌ای صرفه‌جویانه به زندگی بپردازد. به طوری كه بعضی شبها تا صبح قدم می‌زد چون جایی برای خوابیدن نداشت.

تا سال‌ها او مشغول نوشتن مقالات گوناگونی به درخواست مجله جنتلمن و سایر مجلات بود. او در زمینه‌های گسترده‌ای مانند داروسازی، علوم، ادبیات، اكتشافات دریایی، علوم نظامی، اشعاری به لاتین و انگلیسی، مقالات ماهانه درباره سیاست و رویدادهای روز در انگلستان و خارج از آن و بسیاری مطالب دیگر می‌نوشت كه نشان‌دهندهٔ دانش بی‌اندازهٔ او در تمامی زمینه‌ها از ادبیات، سیاست، مذهب و اخلاق گرفته تا كشاورزی، تجارت، زبان‌شناسی، زیبایی‌شناسی، شیمی، طب و حتی معماری چینی(!) بود. علاقهٔ ‌او به علم و تكنولوژی تقریبا‌ً همانند علاقهٔ‌ او به ادبیات بود.

زمانی كه ریچارد آركرایت ماشین ریسندگی را اختراع كرد كه باعث تحول عظیمی در صنعت نساجی آن زمان شد، جانسون تنها فردی بود كه از ابتدا بدون هیچ‌گونه توضیحی از طرف آركرایت متوجه شیوهٔ كار او شد.

در آوریل سال ۱۷۳۸، پارلمان انگلیس تهیه گزارش از مذاكرات پارلمانی را كاملا‌ً ممنوع كرد. مجلهٔ جنتلمن (و در واقع ساموئل جانسون) شروع به چاپ یک سری گزارشهای ساختگی از مذاكرات «پارلمان لی‌لی‌پوت» كرد و در آن نام چهره‌های سیاسی پارلمان انگلیس را زیركانه به نامهای لی‌لی‌پوتی تغییر داد. جانسون با تحقیق بر روی شخصیت چهره‌های مختلف پارلمانی و دنبال كردن سخنان آنها توانست شخصیت‌های خود را ساخته و كلام مناسبی برای آنها بنویسد. سالها مخاطبان مجلهٔ جنتلمن گمان می‌كردند این سخنرانیها واقعاً در پارلمان ایراد می‌شوند. هیچ‌كدام از اعضای پارلمان نیز هرگز شكایتی از نحوهٔ نگارش این گزارشهای جعلی نداشتند، زیرا زمانی كه سخنرانی‌های مربوط به خود را می‌خواندند با خود می‌گفتند: «كاش من اینها را گفته بودم!!!»

سالها بعد این دوره گزارش‌های جانسون در كتابی به‌عنوان بهترین سخنرانیهای سیاسی چاپ شد. تا قبل از سال ۱۷۴۸، جانسون هیچ نوشته‌ای را با نام خود امضا نمی‌كرد. او در طول این مدت آثار بسیاری تحریر كرد ولی هیچ‌كدام، چه در زمان خود و چه تا سالها بعد، نام او را به عنوان نویسنده یا محقق ثبت نكرد.

سال ۱۷۴۶ زمانی بود كه جانسون دریافت كه زبان انگلیسی نیاز به یك فرهنگ لغات جامع دارد و او تصمیم گرفت این مهم را به انجام برساند و بنابراین كار بر روی فرهنگ لغات زبان انگلیسی را آغاز كرد. در ماه ژوئن سال ۱۷۴۶ او قرارداد سالیانه ۱۵۷۵ پوندی را با یك گروه از ناشران امضا كرد.

روش كار بدین طریق بود كه او كتاب‌های متعددی را از نویسندگان معتبر می‌خواند و استفاده‌های مختلفی را كه آنها از كلمات می‌كردند، یادداشت می‌كرد. سپس ۶ نفر رونویس كلمات مشخص‌شده را بر روی برگ‌های كاغذ جداگانه می‌نوشتند و آنها را بر اساس حرف آغازینشان دسته‌بندی می‌كردند.

جانسون حدود ۴۰ هزار لغت را از جنبه‌های گوناگون معنا و موارد استفادهٔ آنها را با حدود یكصد و چهارده هزار نقل قول بیان كرد. كار او در واقع پایه و اساس تمامی فرهنگهای لغتی است كه بعدها نوشته شد. بعضی از معانی از طبیعت زیرک او برخاسته است، مفاهیمی كه عموما‌ً بیشتر در ذهن می‌مانند. به عنوان مثال او برای كلمه Patron به معنای حامی و پشتیبان نوشته است: كسی كه حمایت و حراست می‌كند، و در توضیح آورده است: عموما‌ً یك آدم بدبخت كه با تكبر و بی‌احترامی از كسی حمایت می‌كند و این حمایت با چاپلوسی و تملق‌گویی طرف مقابل، بازپرداخت می‌شود!!!

نوشتن فرهنگ لغات آكسفورد (كه امروزه مورد استفاده قرار می‌گیرد) با همكاری جمع كثیری از محققان و نویسندگان، حدود هفتاد سال به طول انجامیده است. ساموئل جانسون در یك اتاق، با كتابهایی كه اكثرا‌ً قرضی بودند و با ۶ رونویس كار خود را در ۹ سال به پایان رسانید و فرهنگ لغات او در سال ۱۷۵۵ به چاپ رسید.

دانشگاه آكسفورد با دادن درجه كارشناسی ارشد به جانسون از این كار او قدردانی كرد. او كه برای همیشه از داشتن مدرك كارشناسی ناامید شده بود، اكنون موفق شده بود بر این مشكل فائق آید.

در همین زمان حال تتی، همسر جانسون، به شدت وخیم شد. او از چند بیماری فیزیكی (كه جانسون مجبور شده بود قسمت اعظم دستمزدش را صرف مخارج درمان او كند) به‌علاوهٔ چند مشكل روانی رنج می‌برد. بیشتر مواقع بستری بود و فقط برای نوشیدن الكل اتاقش را ترك می‌كرد.

در سال ۱۷۵۱ جانسون او را به دهكده‌های اطراف لندن برد به این امید كه حالش بهبود یابد، اما تأثیری نداشت و بالاخره در ماه مارس سال ۱۷۵۲، تتی بدرود حیات گفت. مرگ او برای جانسون غم و اندوه طاقت‌فرسایی بود. نوشته‌های او در دفتر خاطراتش حاكی از روزهای سختی است كه پس از مرگ تتی از سر گذراند.

در پاییز ۱۷۴۸، زمانی كه به شدت روی فرهنگ لغت كار می‌كرد. یك شعر ۳۶۸ بیتی به نام «پوچی آرزوهای بشری» نوشت كه فروش خوبی داشت. این اولین نوشته‌ای بود كه به نام خود او منتشر شد. مضمون این شعر به ناتوانی مجال دنیا برای رسیدن به رضایت و آرامش خاطر می‌پردازد و نتیجه می‌گیرد كه انسان باید آرزوهای قلبی‌اش را در جای دیگری جست‌وجو كند.

او همچنان به نوشتن تحت قوانین اخلاق‌گرایی ادامه می‌داد و در فاصله سالهای ۱۷۵۰ تا ۱۷۵۲ حدود ۲۰۸ قطعه نثر اخلاقی را با عنوان «سرگردان» كه در روزهای شنبه و سه‌شنبه هر هفته به چاپ رسانید.

در سال ۱۷۵۶، بعد از اتمام فرهنگ لغت، جانسون به‌عنوان سردبیر مجله ادبیات برگزیده شد. اما این مجله كمتر از یك سال دوام نیاورد زیرا ناشران از چاپ عقاید و افكار جانسون درباره سلطنت، سیاست و اقتصاد می‌هراسیدند. در همین سال از او خواسته شد تا تمامی آثار شكسپیر را با توضیحات، تحلیل و تفسیر هر نمایشنامه و مقایسهٔ نسخه‌های مختلف آثار او و تثبیت یک نسخه به‌عنوان نسخهٔ اصلی و استاندارد، تدوین و منتشر كند. او در نظر داشت كار را ظرف ۱۸ ماه به پایان برساند كه البته ۹ سال طول كشید و در سال ۱۷۶۵ منتشر شد.

این اثر در واقع نقد آثار شكسپیر است با تكیه بر هر دو وجه مثبت و منفی آثار او. او در جایی شكسپیر را می‌ستاید و در جایی با او مخالفت می‌كند:«نثر شكسپیر جنگلی است كه در آن بلوطها و كاجها شاخه گسترانده و سر به فلك كشیده‌اند. زمانی آنها را علف هرز و خار و خاشاک فرا می‌گیرد و زمانی شكوفه‌های زیبا؛ زمانی چشم را باشكوه و عظمتی ساختگی فریب می‌دهد و زمانی ذهن را از تنوع بی‌پایان زیباییها لبریز می‌كند.»

در بهار ۱۷۵۹ جانسون یك رمان كوتاه به نام «تاریخ راسلاس، شاهزادهٔ آبیسیانا» نوشت كه داستان شاهزاده‌ای است كه به قصد سیاحت و درك معنای زندگی و خوشبختی راهی سفر می‌شود. این رمان را معمولاً با رمان «كاندید» اثر ولتر مقایسه می‌كنند كه تقریبا‌ً در یك زمان منتشر شدند. راسلاس تا كنون به ۱۴ زبان مختلف ترجمه شده و هنوز طرفداران زیادی دارد.

در سال ۱۷۶۳، ساموئل جانسون و جیمز بازول برای اولین بار در یك كتابفروشی با یكدیگر آشنا شدند و این آشنایی پایه دوستی عمیقی شد كه ۱۰ سال بعد بازول را برانگیخت تا زندگی‌نامهٔ كامل و مفصلی درباره جانسون به نام «زندگی در چند پرده» بنویسد.زندگی‌نامه‌ای شامل وقایع زندگی جانسون و مكالمات و مكاتباتش با اطرافیان كه همگی بر اساس گفته‌های شاهدان عینی بوده.

در روز ۱۷ ژوئن سال ۱۷۸۳، یك روز صبح وقتی ساموئل جانسون از خواب برخاست دریافت كه توانایی حركت كردن ندارد و نمی‌تواند از جایش بلند شود، او تلاش كرد كه حرف بزند اما متوجه شد با اینكه می‌تواند به كلمات فكر كند و آنها را به خاطر آورد، اما قدرت تكلم ندارد. او بلافاصله شروع به شكرگزاری كرد كه خداوند فقط قدرت حركت را از او گرفته است و هنوز توانایی اندیشیدن دارد!

در طول یك سال او با انواع بیماریها دست به گریبان بود. در این مدت او بیش از هر زمان دیگری به فعالیتهای اجتماعی پرداخت و با دوستان خود معاشرت می‌كرد و به سفرهای مختلفی می‌رفت تا اینكه از ماه نوامبر سال ۱۷۸۴ به‌طور كلی بستری شد و عاقبت در روز سه‌شنبه ۱۳ دسامبر همان سال بدرود حیات گفت.


در سایت ناکجا می‌توانید زندگینامه و نیز کتاب داستان راسلاس، شهزاده حبشه را بخوانید.


در‌ دی ماه ۱۳۳۳ کمیسیون بودجه مجلس‌ تصمیم‌ گرفت‌ کـه کـار چاپ فرهنگ دهخدا را که تا آن زمان‌ زیرنظر مجلس شورا صورت می‌گرفت به وزارت فرهنگ واگذار کند و از آنجایی‌ که‌ موضوع‌ فرهنگ دهخدا برای کشور ما از هر جهت پراهمیت‌ بود، خبرنگار  نشریه تهران مـصور، درصدد بـرآمد که نظر استاد دهخدا را در ایـن خـصوص بـپرسد و ضمنا خوانندگان را در جریان کار‌ بزرگی‌ که‌ صورت می‌گیرد بگذارد.

خبرنگار مجله مذکور به سراغ استاد‌ می‌رود و با استاد مصاحبه‌ای انـجام مـی‌دهد.

 


آقای علی اکبر دهخدا که آن زمان ۷۴ ساله بود و  به‌ خبرنگار‌ تهران مصور گفت:

«از ۴۵ سال قبل پس از مطالعات زیادی، بدین فکر‌ افتادم‌ کـه‌ لغـت‌نامه‌ای کـه از هر حیث جامع و کامل باشد تهیه کنم، زیرا یکی از علل عقب‌افتادگی‌ و بدبختی‌ مـا ایـرانی‌ها،بـنظر من عدم توجه به فرهنگ و بی‌علمی ماست و یگانه وسیله برای بالا‌ رفتن‌ سطح‌ معلومات و فـرهنگ مـردم دانـستن ریشه لغات و کلمات است از این جهت از آن روز، گوشه انزوا‌ اختیار‌ کردم و با خواندن کتب متعدد و مـختلف بـه تنهایی موفق شدم دو میلیون فیش‌ و یادداشت‌ تهیه‌ کنم.

به نظر من زبان مرکب امروز مـا وسـیع‌ترین السـنه دنیاست دلیل آن هم این است‌ که‌ زبان‌ آریایی و سامی باهم مخلوط شده و زبان امـروزی مـا را تشکیل داده. به علاوه‌ زبان‌ فعلی به ما اجازه می‌دهد که نه‌تنها بعضی لغـات عـربی را کـه در شعر و نثر‌ پیدا‌ می‌کنیم استعمال نماییم، بلکه لغات جدید علمی را هم که غالبا بین‌‌المللی‌ اسـت می‌توانیم گرفته و آنها را در جملات‌ و کلمات‌ به کار‌ ببریم. بنابراین جا دارد که بگویم زبـان‌ فـعلی‌ مـا از هر جهت وسیع بوده و در تکمیل آن بایستی سعی و کوشش کنیم.

اغلب‌ از‌ مستشرقین که با ادبیات ایران‌ سـروکار‌ دارنـد و بـه‌ دیدن‌ من‌ آمده‌اند و یا مکاتبه دارند به من می‌گویند‌ کاری‌ که در لغت‌شناسی شـروع کـرده‌ام، در دنیا بی‌سابقه است ولی متأسفانه در‌ مملکت‌ خودمان هیچ توجهی به این امر‌ نمی‌شود و بعضی اوقات هم‌ گـرفتار‌ اشـکالاتی می‌شوم.

چـون در مجلس شورای ملی در این‌باره صحبت شده است، چند روز قبل به ریاست‌ محترم‌ مجلس نـامه‌‌ای نـوشتم و جریان چاپ لغت‌نامه‌ را‌ اطلاع دادم،بـه طوریکه‌ می‌دانید‌ طـبق قـانونی کـه در‌ سال ۱۳۲۴ به تصویب رسیده اعتبار طبع ایـن کـتاب ضمن بودجه مجلس تأمین گردیده، من از‌ پذیرفتن‌ حق‌التألیف خودداری نمودم و بـا وجودی کـه‌ ۲۸‌ نفر‌ عائله‌ دارم‌، معذالک با مـاهی‌ هزار‌ تومان حقوقی کـه بـابت خدمت شصت ساله خود از فـرهنگ مـی‌گیرم قناعت نموده‌ام و در این سن‌ و سال‌ با وجود‌ ضعف و پیری و داشتن ضیق نفس و خرابی قـلب‌ بـه خدمت‌ فرهنگی‌ خود‌ ادامه‌ داده‌ام‌ و تـاکنون مـوفق بـچاپ ۲۰ جلد از کتاب لغـت‌نامه خـود شده‌ام. اگر بودجه چـاپ لغـت‌نامه به وزارت فرهنگ داده شود مطمئنم با جریان اداری تا هزار سال دیگر بقیه‌ مجلدات لغت‌نامه چـاپ نـخواهد شد.

جریان چاپ فـرهنگ دهـخدا که تـاکنون بـوسیله مـجلس صورت گرفته،چنین اسـت:

در ۲۵ دیماه ۱۳۲۴ بنا به پیشنهاد مرحوم دکتر زنگنه طرحی‌ با‌ قید دو فوریت به امضاء آقایان زیر:

دکـتر مـصدق،دکتر زنگنه،دکترمعظمی،اردلان،تجدد،هـاشمی،جـمالی،امـامیم،فـرمند،دولت‌آبـادی،مجتهدی،شریعت‌زاده،امـینی،دری،فـرهودی،فریور،معاون،آشتیانی،اعتبار‌، فاطمی‌،عامری،حاذقی،طوسی،اقبال،مراداریه تقدیم مجلس شد در ماده واحده مـزبور ذکـر شـده بود «پس از اتمام طبع،نصف شماره مجلدات مـزبور‌ کـه‌ بـا بـودجه مـجلس و بـوسیله مطبعه‌ مجلس‌ بچاپ خواهد رسید به مؤلف داده شود و وزارت فرهنگ نیز مکلف است که عده‌ای کارمند در اختیار استاد دهخدا بگذارد.»

دو فوریت طرح در همان‌ جلسه‌ به تصویب رسید و نطق‌هایی که‌ هـمه‌ جنبه موافق داشت و تذکار تجلیلی از خدمات و زحمات مؤلف بود ایراد شد.

فردای آن روز آقای ملک مدنی در مجلس گفتند «آقای دهخدا اطلاع داده‌اند که به هیچ وجه نظر مادی در‌ چاپ‌ این فرهنگ ندارند و نـصف مـجلدات و حق التألیف را هم نمی‌خواهند. در نتیجه ماده واحده جلسه قبل تصحیح شد و به این شرح در مجلس قرائت و تصویب شد و هیئت رئیسه مجلس مکلف است‌ وسایل‌ طبع لغت‌ دهخدا را فراهم نموده و هـر نوع کـمک و وسیله‌ای را که آقای دهخدا لازم داشته باشد در اختیار ایشان‌ بگذارد و قراردادی که مورد موافقت طرفین باشد با ایشان منعقد نماید‌»

پس‌ از‌ تصویب ماده واحـد مـزبور در جلسه ۱۶ اسفند ۱۳۲۴ مجلس ماده واحـده‌ای بـا ۷۳ رأی موافق از ‌‌۷۴‌ نفر عده حاضر به تصویب رسید که بموجب آن اجازه داده شد از محل‌ صرفه‌جویی‌ بودجه‌ ۱۳۲۴ مجلس مبلغ ۲۵۰ هزار ریال برای هزینه اعتبار طبع فرهنگ و حقوق مـتصدیان عـامل و خرید‌ کاغذ و هزینه طـبع بـرداشت شود و به مصرف برسد. در سال ۱۳۲۵ نیز مبلغ سه‌ میلیون ریال و در سنوات‌ بعد‌ نیز به همین ترتیب از بودجه مخارج چاپ مجلدات فرهنگ تأمین گردید.

بدین ترتیب ابتدا استاد دهخدا جلد اول فرهنگ خود را کـه از(آ)شـروع و به(ابو سعد)ختم میشود و ۵۰۲ صفحه‌ است شخصا و بی‌دستیاری دیگران به طبع رسانید ولی چون این عمل مستلزم مدت‌ها صرف وقت بود لذا بنا به پیشنهاد استاد دهخدا برای همکاری در تدوین و تکمیل دو مـیلیون یـادداشت موجود،عـده‌ای‌ از‌ اهل فضل از قبیل دکتر صفا،دکتر معین،دکتر بیانی،و دکتر زنگنه و دکتر صدیق تعیین گردیدند.

و رسیدگی به لوازم کار و تهیه مقدمات امر شـرکت داشتند. در دوره یازدهم‌ قرار‌ بود‌ هیئت رئیسه مجلس طرحی تهیه‌ کنند‌ که‌ به موجب آن مـوسسه‌ای بنام(مؤسسه فرهنگ دهـخدا) تـأسیس شده و این مؤسسه چاپ فرهنگ را به عهده بگیرد. ولی حوادث و گرفتاریهای بعد‌ مجال‌ تشکیل‌ چنین موسسه‌ای را نداد. اما از آن روز‌ تاکنون‌ مرتبا چاپ فرهنگ ادامه دارد و ۲۰ جلد آن تاکنون بچاپ رسیده است.

کلمه(الف)فرهنگ مزبور در ۲۰۰۰ صـفحه‌ و چهار‌ جلد‌ کتاب قطور چاپ شده و چون تمام حروف مرتب و آماده نیست‌، لذا بعضی از حروف که تعداد کمی فیش و یادداشت دارد چاپ شده و بقیه نیز به محض اینکه تکمیل شود‌،آماده‌ چاپ‌ می‌شد و شـاید تـمام لغات در پنجاه جلد پنجاه هزار صفحه‌ای گنجانیده‌ شود‌.

به هرحال،اینک با همه این گفتگو چاپخانه مجلس، طبق معمول طبع فرهنگ دهخدا‌ را‌ ادامه‌ می‌دهد. هنگامی که چاپ یک جلد آن تـمام مـی‌شود، چاپخانه فقط چهل جلد‌ آن‌ را‌ برای خود آقای دهخدا بطور رایگان ارسال می‌کند و بقیه را بین کتاب‌فروشیهای مهم تهران‌ توزیع‌ می‌کند‌ و با قیمتی که تعیین و‌حق العملی که برای فـروشندگان مـنظور می‌نماید در دسترس مردم‌ می‌گذارد‌.

کتاب‌فروشیها نیز هر شش ماه یکبار صورت خود را برای چاپخانه مجلس ارسال می‌دارند‌ و درآمدی‌ که‌ از این راه به دست می‌آید در بودجه دخل و خرج مجلس شورای ملی مـنظور‌ مـی‌گردد‌.

اظـهارات یک مقام رسمی

یک مـقام رسـمی وزارت فـرهنگ درباره چاپ فرهنگ مزبور‌ به خبرنگار‌ تهران مصور چنین گفت:

«وزارت فرهنگ ابتدا در چاپ جلد اول فرهنگ دخالت کرد و زیرنظر اداره انطباعات‌ چاپ‌ شد ولی چون در هـمان وقـت قـانون به تصویب مجلس شورای ملی رسید‌ و چاپ‌ فرهنگ‌ بـعهده چـاپخانه مجلس محول گردید، از آن روز دیگر دخالتی در این کار‌ نکرد‌ ولی‌ اخیرا گویا مجلس شورای ملی نظر داده است که بـقیه فـرهنگ تـحت‌نظر‌ وزارت‌ فرهنگ چاپ شود، از اینجهت فعلا مطالعاتی در جریان است کـه اگر لازم باشد این کار‌ عملی‌ شود و بقیه فرهنگ تحت‌نظر وزارت فرهنگ چاپ شود. ولی این نکته را‌ لازم‌ است خاطر نـشان کـنم کـه وزارت فرهنگ‌ به هیچ وجه‌ مایل‌ نیست از ادامه چاپ فرهنگ مزبور جلوگیری‌ شود‌، بـلکه مـعتقد است که بایستی چاپ آن بادقت و توجه بیشتری ادامه یابد. هم‌اکنون‌ نیز‌ عده‌ای از مطلعین و دانشمندان عضو‌ وزارت فـرهنگ هـمه‌ روزه‌ در‌ منزل آقای دهخدا حضور می‌یابند و در‌ تصحیح‌ و تدوین لغات و کلمات با ایـشان هـمکاری مـی‌نمایند.»

منابع: سایت آفتاب و شماره ۴۷ مجله بخارا


مشاهده کلیپ